تمناى بلبل ، نقاب حجاب به هزار آب و تاب از چهرهء زيباى شاهد گل كشيده مجمرهگردان نسيم براى طيب دماغ خرامندگان باغ در منقل لاله گشته داغ سوخته و لخلخهساى شمال جهت تطييب مشام سياران ، حدايق عنبرسا را در مطيبهء شقايق اندوخته . بيت :
بوى آن مىآيد از لطف هوا كاندر چمن * مرده را چون غنچه بخشد قوت نشو و نما
مطربان خوش الحان بلابل و رامشگران شيرينزبان عنادل ، از گل شبنم داده ، دف پرجلاجل به دست آورده و عودنواز نسيم سحرى ، از صرير اوراق شجرى ، در پردهء موافق به قانون لايق ، بنياد صوتى و عملى كرده صبوى غنچه بر دوش گلبن بادهفروش و سيهمست لالهء پيالهنوش ، قامت سرو سهى از غايت مستى ، مايل و دست تاك ، در گردن افلاك ، حمايل ، چشم نرگس در خواب و طرهء بنفشه ، پرتاب . غرض ، گوش ايام ، نام تلخكامى جز لب جام نشنوده و ترشرويى به غير چهرهء ابر گريان در جلوهگاه ريان ( 180 آ ) روى ننموده ليكن آن يك ، مادهء صدگونه مسرت و شادمانى و اين يك مايهء خندانى غنچههاى بوستانى . نظم :
بهارى به اين ساز و نقش و نگار * ز خوبى عهد است يك شمهكار
طرب طبع را بسكه دمساز شد * رگ و ريشهء ابريشمساز شد
فرح بر طبايع چنان يافت دست * كه از شير مادر شدى طفل ، مست
غم از دل چو بهر سفر بست بار * شدش بدرقه بخت ناسازگار
به بزم شهنشه ، قضا زيب داد * در آئينه عكس گلستان فتاد
در آرايش بزم عشرتنگار * يكى بود از پيشكاران بهار
شهنشاه بر تخت دولت نشست * به بذل گهربار بگشاد دست
در اين محل كه سريرآراى بيت الشرف حمل بر فراز اورنگ عالمآرايى برآمده زمان 4 زبان رعنايى عام تمام ربع ربيعى رسيد و اوان زيبايى اجسام طبيعى گرديد ، نواب اعليحضرت شاهى ظل اللهى نيز مانند آفتاب جهانتاب از افق اجلال و اقبال طالع گرديده پرتو مكرمت و احسان بر مفارق عالميان انداختند . و روز يكشنبه هفتم ماه مبارك رمضان كه روز تحويل خورشيد تابان بود ، مجلس عام فرموده هر يك از خواص و عوام را بهرهمند فوايد افضال و انعام ساختند . و چون خبر ورود ايلچى فرمانفرماى ممالك روم به اين مرز و بوم از سرحدداران ولايت آذربايجان به مقيمان آستان آسمانسان رسيده بود ، به مراعات آنكه سفير مزبور كه از راهى دور ، احرام طواف حريم سدهء كعبه اشتباه ، كه ملثم شفاه ( 180 ب ) و مطرح جباه ارباب عزت و جاه است ، بسته و از دربار اقتدار آل عثمان كه از عهدى بعيد و امدى مديد ، تشييد دادهء اركان و داد ؟ ؟ ؟
با اين خانوادهء ولايت اعتضاداند ، به بادپاى سفارت نشسته است ، هرگاه در مقر سلطنت و فرماندهى و مركز ملكت و شاهنشاهى به پابوس اشرف ، مشرف گردد ، همانا به رعايت