تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
حرم محترم عليهء عاليه مستدعى خدمت سردارى و خواهان رزم‌آزمايى ميدان دشمن‌شكارى گرديد كه در تلافى مافات كوشيده چهره از زنگ خجالت پردازد و در محفل مردانگى ، مانند شمع ، قد فرزانگى افرازد . و سئوالش به درجهء قبول موصول گرديده به سردارى فوجى از سپاه نصرت‌پناه كه جمعى از ( 176 آ ) هميشه كشيكان ركاب‌ظفر انتساب و فوجى از قورچيان غضنفر 138 مقام جلادت‌اياب و بعضى از غلامان بهرام‌انتقام تيغ‌گذار و برخى از تفنگچيان و توپچيان جرأت‌شعار صاعقه‌بار و قريب به پنج هزار نفر نامدار بودند ، سرافرازى يافته به غدغن تمام به مقابلهء آن فئهء طغيان التيام شتافت . [ شعر ] :
خبر شد سپاه قزلباش را * جدل پيشهء شيوه پرخاش را دليران مردافكن يكه‌تاز * ببستند بر زين ز رطبل‌باز ز هر گوشه فوجى به عزم نبرد * برآورد بر چرخ گردنده گرد
القصه چون قصبهء قمشه مضرب خيام سپاه نصرت فرجام مىگردد ، به انهاء و اعلام جواسيس به وضوح مىرسد كه آن فوج يأجوج اشتباه ، از اشتباه سد سديد سپاه ظفرپناه ، مطّلع و آگاه گرديده و از بيراههء سمت‌كوبنان ، سپرندهء راه گرديده سردار ظفرشعار به رسم ايلغار روانهء سر راه آن فوج گمراه گشته بعد از طى چهل و پنج فرسنگ راه ، به موضع گلوگا كه آتش آن كاروان تيره‌روان مىنموده مىرسند . با آنكه تمامى سپاه ظفرلوا با تكاوران مانند صرصر و صبا ، پذيراى فروماندگى منطوق
« لَقَدْ لَقِينا مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً »
139 گرديده بوده‌اند ، بعد از نمودار شد [ ن ] علامت و آثار آن روباه‌وشان سوسماراطوار ، آن غضنفرصولتان شيرشكار بلاتوقف از يمين و يسار حمله‌آور گرديده نايرهء حرب و قتال و جنگ و جدال را اشتعال مىدهند . چون آن برگشته روزان ( 176 ب ) فرصت بستن حصار به قانون داب و اطوار از بختيان نمىيابند ، به يك بار آتش به رعاده‌هاى آتشبار و دوراندازهاى صاعقه كردار داده كوه و هامون از تردد شهب و صواعق گردون‌نمون روى هوا ، قيراندود مىگردد . نظم :
برآمد خروشيدن رعد جنگ * جهانگير شد ابر و 140 دود تفنگ تگرگ تفك ريخت از حد فزون * ز هر سو روان گشت سيلاب خون
و در همان حمله با آنكه برادر سردار از اصابت گلولهء صاعقه كردار ، خرمن بقايش به برق فنا 141 گرفتار مىگردد ، شكست بر آن قوم تبهكار افتاده موازى دويست و هفتاد نفر نابكار ، طعمهء نهنگ تيغ آتشبار مىشود و معدودى از آن قوم مردود ، پريشان و زخمدار در كوهستان و بيابان ، مسافر ديار ادبار گرديده اسراء و اموال مسلمانان از چنگ آن بىدينان ، خلاصى يافته در حوزهء حيازت عساكر نصرت‌نشان در مىآيند . و حيدر قلى بيك برادر سردار اين خبر مسرت‌آثار را به دربار عظمت‌مدار رسانيده به عنايت داروغگى شيراز ، سرافراز و سردار نيز به تشريف شريف خاقانى و خلاع
دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 205 | محمد ابراهيم بن زين العابدين نصيرى / محمد نادر نصيرى مقدم