برج نصفت و اعتدال عالمآرا گرديد و چون اميد خلايق و برايا و سپاهى و رعايا را سرسبز و ريان و نهال رجاى صوفيان و بندگان اين آستان عرشنشان را خرّم و به ازهار الوان ، شكفته و خندان گردانيد و اين خبر بهجت اثر به آن مردود از خدا بىخبر رسيده مجدد عازم جازم به درگاه جهانپناه گشته بود . بنابر آن مهماندار مزبور حقيقت به درگاه معلى عرض نموده آوردن او را موقوف به رسيدن جواب مشتمل بر رخصت داشته بود و حسب الامر الاعلى عالىجاه ميرزا محمد طاهر اعتماد الدوله به او جواب نوشت كه آمدن او در اين وقت كه ابتداى جلوس ميمنتمقرون و اشتغال به امور جهاندارى ، از حد افزون است ، ( 77 آ ) مناسب نيست . به نحوى كه مقرر شده بود ، مهماندارى نموده او را به ايروان رسانيده مراجعت نمايد و مهماندار مزبور حسب المقرر او را به ايروان رسانيده مراجعت نمود .
و در خلال اين احوال خبر تلف شدن ازبك محمد خان پسر او و انقراض اولاد آن بدنهاد و به پادشاهى اختيار كردن اوزبكان بىايمان آنجا كلمحمد نامى را كه مدعى بوده از اولاد دختر اسفنديار خان والى سابق سابق آن ولايت كه به يكى از اقربا [ ى ] بانسب خواجه داده بوده و بالطوع راضى نبودن تركمانان آنجا و به ناچار كه در آنجا ديگرى از اولاد ولات آنجا نبوده به مصلحت وقت ، ساكت و مطيع شدهاند ، رسيده عاملان قضا و قدر و كارگزاران مقادير خالق اكبر ، در گردش افلاك و اختر ، به مكافات اعمال ذميمه و مجازات افعال دميمهء آن بدگهر به قلم تقدير بر لوح خاطر الهام پذير و بر ضمير خورشيد تنوير پرسوز قضا و قدر منير اشرف ثبت نمودند كه وليمحمد خان ولد حمزه سلطان چنگيزى ملقب به ابولغازى را كه مدتى بود كه از ملازمت درگاه عرش اشتباه ، سربلند و از ملثم سديد سرير شهرياران جهان ، ارجمند گرديده قامت قابليتش لياقت تشريف شريف كامرانى و فرمانروايى در برو دوش آن با استعداد طراز لازم الاعزاز خلعت دانايى يافته بود ، به حكم
« إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً »
39 به پادشاهى ولايت خوارزم ، معيّن و معزّز و فرق قابليتش را به اكليل جليل فرماندهى آن مرز و بوم ( 77 ب ) مكرّم و مطرّز فرموده روانه نمايند و اگر انوشهء كفران توشه از سفر كعبه مراجعت نمايد ، او را در الكاى آذربايجان اتراق فرموده به دارگزارى قرار دهند .
پس به موجب اشارهء غيبى و به مقتضاى استثار مصلحتبينان لاريبى وليمحمد خان مزبور را به شفقتهاى بىغايات شاهانه و عنايات بىنهايات خسروانه ، سرافراز و به رتبهء سلطنت خوارزم سربلند و بين الامثال و الاقران ، ارجمند و ممتاز فرموده به فحواى
« هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ »
40 مبلغ يكهزار و پانصد تومان تبريزى از وجوهات رشت و كاشان به انعام آن اقبال توأمان مقرر داشتند . و به لآلى متلالى انذار
« إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ بِما نَسُوا يَوْمَ الْحِسابِ »
41 صدفگوش