غزوهء ثانى شاهويردى خان حاكم كرمان با آن طايفهء نكبتنشان
چون فراريان چنگ اغورلوبيك از آن صدمهء عظمى و داهيهء كبرى خلاصى يافته بىزاد و راحله راه بيابان را پيش گرفتند و از قرارى كه چند نفر از اعراب عامرى و ايل كربه مىگفتهاند كه بعد از چند روز به تفحص شترى كه گم كرده بوديم تا ده فرسخ آن بيابان را گرديديم سه ميّت بلوچ ديديم ، چنان ظاهر مىشود كه از آن جماعت مخذوله آنچه از دست غازيان جانستان خلاصى يافته بودند اكثرى مسافر بيابان عدم گشته قليلى به منزل خود رسيده باشند . خلاصهء كلام آنكه به منزلرسيدگان آن طايفهء طاغيه كه دل پرى داشتند به همراهى و اعانت شيطان ، اغواى ياران و همگنان خود و قريب به دو هزار نفر جمعيت نموده به عزم تلافى روانه شده و در حوالى نهوبندان چند فوج شده تاخت محال خراسان و خوار و سياه كوه و يزد را مطمح نظر شرارت منظر ساخته گروهى انبوه تا به حوالى يزد آمده به قريهء گبران ريخته به خلاف دستور خود كه مادام كه صاحبان مال در سر مال خود ايستادگى و معارضه نمىكردهاند به قتل او نمىپرداختهاند ، بر هر مرد كه دست يافته ، كشته ، زنان و اطفال را اسير كرده به نهب و غارت پرداخته بودند و از آنجا به قريهء اردكان و غيره رفته در آن محال هم همين شيوه را ( 66 آ ) پيش گرفته بودند .
گروهى كه به محال سياهكوه نزول نموده بودند قتل و غارت نموده در محال خوار ، شتر بسيارى از جماعت پازوكى به دست آورده و محال كوهزر دامغان و بيارجمند را تاخته بىآسيب و گوشمالى از نزديكى محال را [ ور ] در كرمان به يكديگر ملحق شده و روانهء مقصد گرديده بودند . و قراولانى كه شاهويردى خان در بيابان لوط 147 [ لوت ] تعيين كرده بوده خبر مىرسانند كه حاكم مزبور با ملازمان خود از كرمان ايلغار نموده به خبيص مىرود و به جهت رسيدن عقبماندگان و جماعت متفرقهء قشون ، يك دو روز در آنجا توقف نموده قريب به چهارصد نفر از قشون كه در راور و كوبنان مستحفظ بودهاند از ورو [ د ] خذلهء كفره خبردار شده و قراولى نموده بنابر كثرت ايشان صرفه در مقابله و معارضه نديده خود را يك بار مىكشند .
و چون مردم كوبنان و راور قلاع محكمه داشته چند روز قبل از ورود ، مخبر گشته مال و عيال خود را به قلاع برده متحصن شده بودند و آن گروه بىشكوه كه به نزديك قلعه مىآيند تفنگچيان قلعه كه دو نفر از ايشان را هدف تير انتقام مىسازند ، متعرض