و بعد از آنكه يوزباشى مزبور با تفنگچيان از قبيل بلاى باتر ، از بالاى سر ايشان مثل سحاب ماطر به ريزش و بارش تگرگ گلولهء جانپرداز ، مزرع آرام و اطمينان آن قوم بىايمان را با آب سيماب آبيارى مىنمايند ، به يك دفعه شانزده نفر از ايشان بر خاك هلاك افتاده مضمون
« فَذلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ عَلَى الْكافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ »
145 به گوش هوش ايشان مىرسد . و مقارن آن ، نهنگان پردل و هزبران جان گسل و شيران بيشهء دغا و پردلان عرصهء هيجا با شمشيرهاى آتشبار و نيزههاى چون مار و تيرهاى جانگداز بر آنها تاخته و روز را برايشان تيره ساخته شصت و پنج نفر از آن بختبرگشتگان شرور را 146 اسير گرفته تتمه كه تقريبا يكصد نفر بودهاند خود را به قلهء شاهراه آن كوه مىكشند و تيرگى شب مظلم ، بنابر يكرنگى بخت آن قوم ظالم ، يارى نموده مانع صعود پلنگان شكارافكن گشته اطراف كوه را محاصره مىنمايند كه روز ديگر باقىماندگان را به بئس المقر فرستند . به سبب ايلغار بسيار و زد و خورد و گيرودار ، قشون ظفرشعار ( 65 آ ) تاب بيدارى تمام شب و زيادتى رنج و تعب نياورده ، بعد از نصف شب به خواب رفته و فرصت به دشمن داده خود را مورد طعن دوست و عدو مىكنند و بخت آن جماعت ، بيدار و راهنماى ديار فرار مىشود .
و چون بنابر ايلغار ، اسب و شتر قزلباش ، از كار افتاده بوده و سيورسات نرسيده بوده و مطلقا آذوقه در ميان مردم نبوده تعاقب فراريان ميسر نشده مراجعت نموده بودند و شتران و اموال ايشان را به مير شمشيرخان عامرى سپرده سرها و اسراء را به نظر كيميا اثر رسانيدند . در ازاء آن خدمت ممتاز ، سردار را به خلاع فاخره سرافراز فرموده بودند ؛ بعد از اندك فاصله [ اى ] به رتبهء ايالت استرآباد سربلندش ساختند و به ملازمانى كه جوانى كرده ، سر آورده بودند ، دو مثل مواجب و به جمعى كه در ميدان مقاتله و مقابله حاضر شده بودهاند برابر مواجب ، انعام داده جميع را بهرهمند نوازش پادشاهى ساختند . و جمعى را كه به تلاش يوزباشىگرى رفته به آن رتبه سرافراز و به دادن رقم و منصب ، ممتاز فرمودند كه يوزدهء خود را تدارك نموده به مناسبت ، به اسفار خراسان و گرجستان برند و تصديق از سرداران آورند و ملازم شوند .
و بنابر آنكه شمشير خان عرب ، متهم به آن بود كه با جماعت بلوچ ، متفق و شريك است و در بلدى قشون ، بىراههروى و غلطهاى او مشاهده شده بود و بعد از مراجعت قشون مدعى شد كه اكثر شترهايى كه به او سپرده بودهاند فرارى شدهاند ، اين معنى مؤيد گشته او را ( 65 ب ) موأخذ ساخته اموالش را ضبط فرمودند و بعد از اندك زمانى حسب الاستدعاى بعضى از فضلا ، بخشيده اموالش را هم پس دادند .