تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨

غزوهء شاهويردى خان حاكم دار الامان كرمان با آن طايفهء خذلان‌نشان

چون قراولانى كه حاكم مزبور بر سر راه مرور و عبور آن قوم مغرور تعيين نموده بوده خبر ورود جمعى از خذلهء مزبوره را مىرسانند ، حاكم مشار اليه از كرمان بر سبيل استعجال ، روان گشته خود را به خبيص مىرسانند و از آنجا معلوم مىشود كه آن كفرهء ظلمه ، گوك من توابع خبيص را تاخته ، مال و اسباب بسيارى ( 63 آ ) برده جمعى را قتيل و اسير نموده‌اند . حاكم مزبور به تعاقب ايشان ايلغار نموده در دامنهء كوه مزبور ، مشهور به منح كوه به ايشان رسيده فرصت ساختن حصار از شتران نداده بر ايشان مىتازند و به اندك دست‌بازى و كشته شدن و اسير گرديدن دو نفر از ايشان آن گروه بىشكوه ، از محافظت مال و شتر به ستوه آمده دست از آنها برداشته خود را به كوه مىكشند و ظلمت شب ، مساعدت بخت آن تيره‌روزگاران نموده ، يورش كوه ميسر نمىشود . آن جماعت را در آنجا محاصره مىفرمايد و اواخر شب پايين آمده از جانبى كه خواجه عبد الرشيد يوزباشى ملازمان حاكم بوده گريخته بودند . و صبح بر حاكم معلوم مىشود كه ايشان فرار نموده‌اند جمعى را به تعاقب تعيين مىكند به ايشان نرسيده ، مراجعت مىنمايند . و چون حاكم از كرمان كس به اطراف فرستاده چريك طلب نموده بودند ، ميرزا مظفر حسين شيخ الاسلام سابق كرمان جمعى چريك از محال ملكى خود برداشته به خدمت حاكم مىرفته كه در عرض راه به آن قوم تباه برخورده ، بالضروره به مجادله مىپردازد و پاى او را به گلوله زده مىشكنند و جماعت چريك ، فرارى شده او با دو سه نفر از ملازمان خود در ميان آن قوم شوم مىماند و از زيادتى غيرت ، آن مقدار جنگ مىكند تا شش نفر از آن طايفهء تيره ضمير را به بئس المصير فرستاده ، زخم شمشيرى نيز علاوهء زخم سابق او شده به درجهء رفيعهء شهادت ( 63 ب ) مىرسد و مصدوق مضمون عنايت منطوق
« وَ لَئِنْ قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَحْمَةٌ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ »
142 مىگردد . و خواجه عبد الرشيد به جهت تدارك كوتاهى كه از او سر زده بود مستدعى رخصت تعاقب شده بعد از ابرام بسيار ، مرخص شده با دويست نفر روانه مىشود و در حوالى قلعهء كشب به ايشان رسيده معارض نگرديده شب در قلعه بيتوته نموده روز از قلعه برآمده اثرى از آن جماعت نمىيابد و قدرى هم در بيابان تعاقب كرده بعد از آنكه چند