پرخون و به مرض دوار سرگردان و از دود آه دلهاى سوخته ، مثال گردباد ، برخود ، پيچان نمودند و عصر هر روز در لباس سوگوارى و مثال آفتاب كاسف و بدر خاسف ، ( 30 ب ) در كمال حزن از افق دولتخانه بر آمده با علماى اعلام و فضلاى كرام و امراء ذوى الاحترام نشسته ، بعد از خوانده شدن فصلى از فصول احوال پر اختلال ائمهء اطهار ممتحن به استيلاى كفار و آبپاشى چشمهاى اشكبار شيعيان سوگوار ، بر گرد و اندوه دلهاى پرگرد و ستوه و فرو نشاندن خاكستر و غبار از جانسوختگان ، آتش جزع در مصائب اولاد رسول مختار ، ذاكران و ماتميان طوايف ، مؤمنان قرى و بلدان هر طايفه ، فوج فوج و گروه گروه از نظر پادشاه با فرّ و شكوه ، كسب سعادت موفور و چشم خود را روشن و پرنور ساختند .
و روز عاشورا به تالار آلاقاپو بر آمده بعد از خوانده شدن روضة الشهداء مردم محلات اصفهان و تبريزىها و قزوينىها و يزدىها و هنود فيلبانان ، نخلها و اشباه اشباح شهداء آراسته ، هر طايفه به وضعى و طريقه [ اى ] و هر جماعتى به طورى و رويه [ اى ] آمده ، در نظر كيميا اثر ، شور قيامت آشكار و آشوب كربلا ، معاينه نمودار و گرد كدورت بر فرق فرق شيعيان بيخته و نمونهء محشرى در ميدان نقش جهان برانگيخته گرديده . بعد از اتمام و انجام تعزيهء عام ، نواب قمر ركاب خورشيد احتجاب مهد عليا و خدر كبرى ، جدهء ماجدهء اشرف اقدس اعلى ، مقرر داشتند كه تمام صفهاى مسجد نواب گيتىستان فردوس مكان را صفا داده و فروش ملوكانه گسترانيده ، وزير و ناظر سركار ( 31 آ ) عليهء عاليه تدارك سه روزه ببينند كه عالىجاه ايشيك آقاسىباشى ديوان اعلى ، مهماندار بوده جميع علما و امراء و سادات و عظما و اشراف و نقبا و شاهزادگان اولو القربى و ارباب مناصب و نجبا و معتبرين دفترخانهء همايون اعلى و قورچيان يراق و امرازادگان و يساولان صحبت و ايشيك آقاسيان و مينباشيان و يوزباشيان و يساولان قور و كدخدا - زادگان سپاه نصرتپناه همعنان و آدمىزادگان هر طايفه و روشناسان هر سلسلهء با نام و نشان و عالىجاه اسلام و اسلاميان بلاد ، ميرزا نجف خان صدر عامه يكهزار نفر از طالب علمان و صلحا و مستحقين قراء قرآن را اخبار نمايند كه روز يازدهم و دوازدهم و سيزدهم شهر مزبور در مسجد مذكور ، جمعيت و آب و آش آن شهريار مغفور را صرف و به طلب مغفرتش دست نياز به درگاه بىنياز در آن مقام عرض نجوى و راز ، دراز نمايند .
و به موجب مقرر بعد از انعقاد جمعيت ، عالىجاه محمد مؤمن خان ايشيك آقاسى - باشى به اتفاق اسلمس بيك قوللر آقاسى و امير آخورباشى در پايين گنبد مقصوره ، در ميان مجلس امراء و اعيان و فضلاى رفيعمكان نشسته هر كس مىآمد ، يكى از ايشيك - آقاسيان را رفيق او ساخته مىفرستادند و به مناسبت ، جا تعيين مىكردند .
و بعد از جمعيت ، خوانهاى نهارى مشتمل بر نان و پنير و مرباى هليله و آمله و ميوه
دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 33
مساهمون: محمد ابراهيم بن زين العابدين نصيرى
ص٣٣