تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
جناب را منظورنظر عاطفت و اعتنا ساخت و حكم فرمود كه وزراء مطلقا بىوقوف سيد مهام ديوانى و امور سلطانى را از هم نگذرانند . جناب سيادت‌مآب هرروز بسر ديوان تشريف آورده ، در تمشيت مهمات پادشاهى مراسم سعى و اهتمام بحيز ظهور ميرسانيد و چون قرب يكسال از سلطنت بديع الزمان ميرزا گذشته ، دست قضا بساط سلطنتش را درنوشت و ماهچهء رايات نصرة آيات حضرت امام الزمان و خليفة الرحمن از افق دار السلطنهء هراة طالع گشت سيد زين العابدين فرار بر قرار اختيار نموده و بعد از قطع اندك مسافتى جوقى از عساكر نصرة شعار بدان جناب باز خورده ، سيد بدفع ايشان اشتغال فرمود و در آن اثناء تيرى جان‌گز بر مقتل آن جناب رسيده و بسنت جد بزرگوار خويش در روز عاشورا متوجه دريافت ملاقات آباء گرديد . شعر
پيوسته به قصد ما ازين دست * بگشاد كمان‌كش قضا شست كس جان ز جفاى او نبرده * تيرش مه را نشانه كرده

خواجه نظام الدين احمد

باصناف اوصاف حميده و انواع اخلاق پسنديده مشهور و موصوف بود و بمزيد اختيار و اعتبار از ساير وزراى بديع الزمان ميرزا ممتاز و مستثنى مينمود . خال « 1 » خجسته مالش خواجه شمس الدين محمد سالها بوزارت سلطان سعيد ميرزا « 2 » سلطان ابو سعيد و حسن بيك اشتغال داشت . چنان كه « 3 » خامهء مشكين شمامه از حالات آن وزير فرخنده‌صفات سابقا
هامش
( 1 ) در اصل خ : حال ( 2 ) در اصل خ : سعيد ميرزا و ( 3 ) در اصل خ : چنانچه