تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
بر لوح بيان نگاشت و پدرش مولانا نظام الدين محمود مدت مديد وزير و مشير حكام قبة الاسلام بلخ بود و چون بهنگام وصول اجل موعود بعالم آخرت انتقال نمود خواجه نظام الدين احمد هم در آن ولايت رحل اقامت انداخت و بعد از آنكه سلطان بديع الزمان ميرزا در آن مملكت رايت ايالت برافراخت منصب وزارت و نيابت را بدان جناب تفويض كرد و خواجه نظام الدين احمد بسبب وفور وقوف و كاردانى در غايت اختيار روى بتمشيت آن مهم آورد و در سنه اثنى و تسعمائه « 1 » كه چراغ اقبال بديع الزمان ميرزا در منزل چهل‌چراغ « 2 » از صرصر مخالفت پدر بزرگوارش انطفاء « 3 » پذيرفت و قبة الاسلام بلخ نوبت ديگر تعلق بديوان سلطان صاحبقران گرفت خواجه نظام الدين احمد بپايهء سرير سلطنت مسير « 4 » شتافته و بعواطف خسروانه اختصاص يافته ، در ديوان اعلى مهر زد و در ملازمت ركاب نصرة انتساب بدار السلطنهء هراة آمده ، بعد از روزى چند از آن شغل خطير استعفاء نمود و ملتمس او مبذول افتاده ، مقضى المرام بجانب قبة الاسلام مراجعت فرمود و در سنه اربع و تسعمائه « 5 » كه كرت ديگر آن خطه بدست بديع الزمان ميرزا درآمد باز زمام امور وزارت را دركف كفايت خواجه نظام الدين احمد نهاد و آن‌جناب اين نوبت اعتبار و اختيار تمام يافته ، پرتو عنايت پادشاهى كما ينبغى بر وجنات احوالش تافت و روزبروز تقرب و اقتدار او سمت تزايد ميگرفت . با آنكه از مرتبهء وزارت قدم برتر نهاده ، منصب امارت ديوان بوى تعلق گرفت و در سرانجام جميع مهام من حيث الاستقلال دخل كرد و
هامش
( 1 ) سال 902 ( 2 ) در اصل خ نقطه گذاشته نشده ( 3 ) در اصل خ : انتفا ( 4 ) در اصل خ : مصير ( 5 ) سال 904