تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
در مملكت ماوراء النهر بوزارت ميرزا الغ بيك قيام و اقدام مىنمود و در سنهء خمس و اربعين و ثمانمائه « 1 » پهلو بر بستر ناتوانى نهاد و الباء از معالجه عاجز شده ، رخت هستى بباد داد .

سيد عماد الدين محمود جنابدى

بصنوف حقايق و فنون دقايق و انوار علوم و اسرار معقول و مفهوم موصوف و معروف بود و پدرش سيد زين العابدين مدتى در زمان پادشاه صاحبقران امير تيمور گوركان و ميرزا شاهرخ بامر وزارت اشتغال مىنمود و سيد عماد الدين بعد از فوت پدر در ملازمت ميرزا شاهرخ بسربرده ، باندك‌زمانى پرتو عنايت بر چهرهء احوال او تافت - - و روزبروز عنايت و تربيت بيشتر مىيافت « 2 » - - در سنهء سبع و اربعين و ثمانمائه « 3 » امير جلال الدين فيروز شاه كه از روى استقلال صاحب اختيار ملك و مال بود سيد را بضبط « 4 » ولايت بلخ تعيين فرمود و سيد هرچند از آن مهم استعفاء نمود فايده‌اى نداشت « 5 » و اگرچه حضرت شاهرخى داعيه داشت - - كه « 6 » - - سيد را مهمى بهتر از ضبط بلخ فرمايد ، اما چون مقتضاى راى امير فيروز شاه را كسى تغييرى نمىتوانست داد سيد بناكام بجانب قبة الاسلام در حركت آمد و بنابر آنكه ميرزا شاهرخ - - « 7 » شنيده بود كه وكلاى امراء خصوصا گماشتگان امير فيروز شاه در ولايت بلخ تصرف و تقلب بسيار دارند در وقت اجازت سيد عماد الدين محمود را فرمود كه : محاسبات سه سالهء آن ولايت را در حضور ميرزا جوكى كه در آن سال آنجا قشلاق « 8 » مىكرد
هامش
( 1 ) سال 845 ( 2 ) در ق اين جمله نيست ( 3 ) سال 847 ( 4 ) خ : بظبط ( 5 ) خ : بر آن مترتب نگشت ( 6 ) در خ اين كلمه نيست ( 7 ) در ق يك ورق را از اينجا تا سطر 12 صحيفهء 364 كنده و از ميان برده‌اند . ( 8 ) در اصل : قشلان