نموده ، بمقتضاى آيهء كريمهء
« كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ »
امير على پادشاه را ظفر و نصرة دست داد و ارپا خان و وزير پادشاهنشان هر يك به طرفى گريخته ، لشكريان موسى خان از عقب شتافتند و خواجه غياث الدين محمد را در سه گنبدان مراغه گرفته ، نزد امير على پادشاه بردند . امير على اگرچه از وزير صافىضمير آزار بسيار در خاطر داشت مراسم اعزاز و احترام بجاى آورده ، خواست كه از لوازم مروت و انسانيت دقيقهاى نامرعى نگذارد . اما ساير امراء در قتل آن وزير عالم عادل نيكواخلاق متفق اللفظ و المعنى گشته ، در حادى عشرين « 1 » شهر رمضان سال مذكور صاحب سعيد خواجه غياث الدين محمد رشيدى « 2 » بعز شهادت رسيد و هم در آن ايام ارپا خان نيز گرفتار گشته ، از عقب وزير روان گشت . اين ابيات يكى از افاضل در مرثيهء آن وزير فاضل بنظم آورده ، بر خاطر بود ثبت افتاد :
مرثيه
جاى آنست كاختران امروز * بر سر از دست چرخ خاك كنند
دردمندان مهر از سردرد * جامه در بر چو صبح چاك كنند « 3 » - -
الغياث الغياث درگيرند * ناله و آه دردناك كنند
كه وزيرى بدان عزيزى را * بچنين خوارئى « 4 » هلاك كنند
خواجه علاء الدين
از بزرگزادگان خراسان بود و چنان كه « 5 » سابقا مسطور شد در وزارت سلطان ابو سعيد بهادر خان مدت هشت ماه با خواجه غياث الدين محمد شركت نمود . بعد از آن مستوفى ديوان شده ، پس از چندگاه
هامش
( 1 ) بيست و يكم
( 2 ) در اصل : رشيد
( 3 ) در ق از سطر 19 . صحيفهء 329 تا اينجا يك ورق را كنده و از ميان بردهاند
( 4 ) ق و خ : خوارى
( 5 ) ق و خ : چنانچه