تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
و چون در سيزدهم ربيع الاخر سنهء 732 سلطان ابو سعيد بجهان جاويدان انتقال فرمود خواجه غياث الدين محمد براى رزين و عقل دوربين تدبيرات شايسته انگيخته ، امراء و اركان دولت را بر سلطنت ارپا خان متفقق گردانيده و در چهاردهم ماه مذكور ارپا خان بر مسند فرماندهى نشست . بتلقين وزير پادشاه‌نشان در تشييد مراسم معدلت و احسان كوشيده ، اما امير على پادشاه كه خال سلطان مغفور بود و در دياربكر بحكومت اشتغال مىنمود آغاز مخالفت كرده ، موسى خان را بسلطنت برداشت و لشكر موفور فراهم آورده ، رايت جنگ و جدال برافراشت و ارپا خان مستعد مقابله و مقاتله شده ، در آن اثناء مكر را از اردوى مخالفان پيغام رسيد كه : اگر منصب امير الامرائى را بامير على پادشاه دهند او ترك مخالفت داده ، بملازمت مبادرت مىنمايد . خواجه غياث الدين محمد بدان معنى رضا نداد و گفت : بيت
نشود خاضع عدو هرگز * گرچه بر آسمان كند مسكن باز گنجشك را برد فرمان ؟ * شير روباه را نهد گردن ؟
و در خلال آن احوال ارپا خان قصد كرد كه جمعى از لشكريان را كه بهوادارى موسى خان و امير على پادشاه متهم بودند از ميان بردارد و خواجه غياث الدين محمد از غايت غرور وجود و عدم ايشان را يكسان انگاشته ، گفت : ع : چه جاى قصد كه انديشه هم كرى نكند . فى الجمله در روز شنبهء سابع عشر شهر رمضان سنهء ست و ثلثين و سبعمائه « 1 » در حدود نفتوان دو سپاه را اتفاق ملاقات افتاد و حربى صعب روى
هامش
( 1 ) 17 رمضان سال 736