گردانيده ، مملكت آذربايجان را تسخير نمود منصب « 1 » وزارت را بخواجه غياث الدين محمد تفويض فرمود . او تا آخر ايام حيات امير شيخ حسن بدان امر مشغولى كرده « 2 » بعد از آنكه :
بيت « 3 »
نويان زمان شيخ حسن چوپانى * از حكم قضا و قدر يزدانى
در سال ذمد « 4 » در شب و روز معراج * بر دست زنش تباه شد پنهانى « 5 »
و برادرش ملك اشرف نوشيروان نامى را از اولاد چنگيز خان بسلطنت برگرفته ، متوجه سليمان خان شد . خواجه غياث الدين محمد دانست كه اساس پادشاهى سليمان خان روى در انهدام دارد . لاجرم ترك وزارت كرده ، بملك اشرف پيوست و در پناه دولت او بىآنكه در مهم ديوانى دخل داشته باشد بقيهء اوقات حيات بگذرانيد .
خواجه عبد الحى
وزير نوشيروان « 6 » خان و ملك اشرف بود و بعد از آنكه مدتى - - مديد « 7 » - - شرايط نيكو خدمتى بجاى آورده ، بدان امر اشتغال نمود ملك اشرف او را گرفته ، پيش كيا اسمعيل رودبارى فرستاد ، تا در قلعهء الموت محبوس دارد . كيا اسمعيل به چشم اعزاز و احترام در وزير نگريسته ، از اقارب خود دخترى با او در سلك ازدواج كشيد و خواجه عبد الحى
هامش
( 1 ) در ق درين موضع راده گذاشته و در حاشيه به خط ديگر بسرخى نوشته شده : « در سنهء 739 » .
( 2 ) خ : مشغول گردانيده
( 3 ) خ : شعر
( 4 ) خ : دمذ و سال ذمد به حساب ابجد 754 مىشود .
( 5 ) در ق در حاشيهء اين موضع با خط ديگر نوشته شده : « اين شعر شاه مظفر الدين محمد خالدى قزوينى است » .
( 6 ) خ و ق : شروان
( 7 ) در ق اين كلمه نيست