تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
بيت
ز يمن مقدم او شهر بغداد * باندك روزگارى گشت آباد
پسران خواجه شمس الدين محمد . خواجه بهاء الدين محمد و خواجه شرف الدين هرون در مبادى احوال و عنفوان « 1 » ايام شباب به تحصيل فضايل نفسانى و تكميل كمالات انسانى سعى و كوشش نمودند . اما خواجه شرف الدين هرون بر برادر سبقت گرفته ، در صنوف علوم ماهر و در فنون فضايل متبحر شد و علم موسيقى از استاد صفى الدين عبد المؤمن تعليم گرفته ، استاد مانند عرض كه مفارقت جوهر اختيار نكند ملازم صاحب‌زاده شد و رسالهء شرفيه « 2 » در آن فن باسم شريفش تصنيف كرد و خواجه بهاء الدين محمد در ابتداى نشوونما به حكم يرليغ جهان‌گشا بحكومت اصفهان و يزد مقرر گشت و در بوسون ضبط و سياست و اظهار قدرت و سطوت رايت رفعت و تجمل او از ذروهء عقل درگذشت . ابواب « 3 » عفو و اغماض بر روى ارباب آن ولايت به كلى بر بست و پشت بر مسند غلظت نهاده ، دلهاى مظلومان را بتحمل بار گران بشكست . اگر سخنى نه بر وفق مزاج او ، - - تا « 4 » - - بجريمهء صغيره و كبيره چه‌رسد ، بسمع او رسيدى خانها بر باد داده ، مال و جان مسلمانان را هباء منثورا گردانيدى « 5 » . اركان دولت و نواب ديوان و ساير اعيان اصفهان اگر شب يكلحظه بر بستر استراحت مىغنودند هنگام وزيدن نسيم سحر مانند برك بيد از باد صرصر بر سر و جان خود ترسان و لرزان بودند كه آيا امروز از چنبر قهر او بچه تدبير نجات توان يافت و
هامش
( 1 ) ق و خ : عنوان ( 2 ) ق و خ : شرف ( 3 ) خ : ارب ؟ ؟ ؟ ( 4 ) در خ اين اين كلمه نيست ( 5 ) خ : منشور كردانيد
دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 270 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير ) / سعيد نفيسى