در تمامت ممالك ايلخانى جهة ضبط اموال و متوجهات ديوانى نواب كافى تعيين نمود و ايشان را بانفاح ابواب صلات و صدقات بر ارباب استحقاق و اصحاب حاجات امر فرمود . لاجرم درگاه عالمپناه او را امراء و حكام انام و اعيان خراسان و عراقين - - و فارس « 1 » - - و آذربايجان و روم و شام ملاذ و ملجا ساختند و همگان « 2 » آستان اقبالآشيان او را مقصد حاجات و كعبهء مرادات و كارساز اهل راز و قبلهء هرصاحب نياز شناختند .
شعر
جنابه مثل روضات الجنان * و منه ينال غايات الامانى
از سر افرازان جهان و گردنكشان دوران هركس با او دم مخالفت زد و قدم « 3 » از شارع موافقت بيرون نهاد قوت دولت صاحبى او را غرق درياى حيرت ساخته ، روزگار پاداش كردارش را گوشمال بسزا داد .
بيت
چون تير با تو هركه نشد راست ، عاقبت * خود را چو تير تو چو هدف خاكسار يافت
و برادر عالىگهر خواجه شمس الدين محمد صاحب علاء الدين « 4 » عطا ملك كه در علم و دانش خلاصهء كارخانهء آفرينش بود و تاريخ جهانگشاى از مؤلفات اوست به حكم اباقا خان در خطهء بغداد رايت حكومت برافراخت و آن بلده را كه بعد از قتل مستعصم چنان خراب و ويران شده بود كه قلم دو زبان به هيچ وجه از كيفيت آن تعبير نميتواند نمود باندك زمانى معمور و آبادان ساخت .
هامش
( 1 ) در خ اين كلمه نيست و در ق با خط ديگر بالاى سطر افزوده شده
( 2 ) خ و ق : همكنان
( 3 ) خ : قداح
( 4 ) ق و خ : عطاء الدين