بجانب اصفهان مراجعت كرد . خواجه سلمان ساوجى « 1 » در آن باب فرمايد بيت « 2 »
آسمان ساخت در آفاق يكى سور و چه سور * كه از آن سور شد اطراف ممالك مسرور
حبذا سور و سرورى كه اگر درنگرى * خانهء زهره بود برجى از آن عالى سور
اجتماعيست مقدر قمرى را با شمس * اتصاليست مقرر ملكى را با حور
مهر بلقيس زمان داشته است ارزانى * بسرا پردهء جم دولت تشريف حضور
قطب دين شاه فلكمرتبه محمود كه اوست * بهرهء سيرت محمود و محامد مذكور
خواجه تاج الحق و الدين محمد الحق * سعيها كرد درين باب بغايت مشكور
درى از بحر بزرگى بكنارت آورد * كه چنان در نتوان يافت در اصدار دهور
القصه بواسطهء اين نيكو خدمتى شاه محمود خواجه تاج الدين « 3 » بيشتر از پيشتر منظور نظر عنايت گردانيد و مرتبهء او را بفرق فرقدين رسانيد و در سنهء 776 شاه محمود وفات يافت و زمان وزارت خواجه
هامش
( 1 ) ق : ساوهچى
( 2 ) خ : شعر
( 3 ) در ق و خ چنينست و پيداست « را » افتاده