مدرس مدرسهء نظاميهء بغداد بردند بر آنجا ثبت نمود كه : « خير الظلمه حسن ، كتبه ابو اسحق » و چون خواجه كتابت شيخ را برين نهج ديد بسيار بگريست و گفت : هيچكس از اكابر راستى چنين ننوشته كه امام ابو اسحق .
بزرگى بعد از رحلت خواجه او را در خواب ديد و از كيفيت حالش پرسيد جواب داد كه : حق سبحانه و تعالى بنابر كلمهء مطابق واقع كه امام ابو اسحق نوشته بود بر من رحمت فرمود .
نقلست كه سلطان ملكشاه در رابع عشرين شهر رمضان سنهء خمس و ثمانين و اربع مائه « 1 » ببغداد رسيده ، چون از فوت خواجه خبر يافت زمام امور وزارت را بتاج الملك داد و خود به شكار رفته ، در سيوم شوال سال مذكور در شكارگاه مريض گشت و ببغداد معاودت كرده ، در منتصف همين ماه بعد از شهادت خواجه نظام الملك بهژده روز فوت شد .
معزى شاعر درين باب گويد :
قطعه
رفت در يك مه بفردوس برين دستور پير * شاه برنا از پى او رفت در ماه دگر
كرد ناگه قهر يزدان عجز سلطان آشكار * قهر يزدانى ببين و عجز سلطانى نگر
ذكر حسن صباح
بزعم بعضى از ائمهء تاريخ از اولاد محمد بن صباح حميرى بود .
اما خواجه نظام الملك رحمه اللّه « 2 » در نسب او قدح فرموده ، چنان كه « 3 »
هامش
( 1 ) 24 رمضان 485
( 2 ) خ : رحمة اللّه
( 3 ) ق و خ : چنانچه