بدان كس انتقال يابد و آن طعن - - و لعن « 1 » - - و غيبت را شنوده ؛ مزاجش فروخوردن خشم برنتابد و از وى امرى مثل آنكه از سلطان مسعود نسبت بحسنك ميكال « 2 » صدور يافت وقوع يابد .
بيت
نكو نيست از طور دانشوران * دليرى ببدگوئى سروران
لب از غيبت اهل دولت ببند * كه آن غيبت آرد بجانت گزند
ابو نصر احمد بن عبد الصمد شيرازى
در اوايل حال در مملكت خوارزم صاحب ديوان التونتاش حاجب و پسرش هرون بود و خواجه احمد بن حسن ميمندى وفات يافت سلطان مسعود ابو نصر احمد را از خوارزم طلبيده ، منصب وزارت بوى تفويض نمود و ابو نصر احمد بروجهى بسرانجام مهام مملكت و تدبير امور سپاهى و رعيت پرداخت كه دستور وزراى جهان و قانون مدبران دوران گشت و مدت بيست سال در زمان سلطنت سلطان مسعود و دو سال در اوان ايالت پسرش مودود بدان مهم اشتغال داشت و به قصد امراء در قيد و حبس افتاده ، اعداء شربت مسموم به دو دادند و آن وزير صايب تدبير را بعالم عقبى فرستادند .
طاهر المستوفى
مدتى منصب استيفاى ديوان سلطان محمود بوى متعلق بود و سلطان مودود بعد از اخذ احمد بن عبد الصمد امر وزارت را بوى تفويض فرمود و طاهر بواسطهء ضعف رأى و عجز نفس و سوء تدبير پس از آنكه مدت دو ماه بدان امر اشتغال داشت استعفاء كرده ، باقى ايام حيات در كنج عزلت و فراغت روزگار گذرانيد .
هامش
( 1 ) - اين كلمه در ق نيست
( 2 ) - خ . ميكاييل