عبد الرزاق بن احمد بن حسن ميمندى
چون طاهر مستوفى ترك امور ديوانى داد عبد الرزاق بن احمد به حكم سلطان مودود پاى بر مسند وزارت نهاد . جمال حالش بكمال عقل و تدبير آراسته بود و نباهت قدرش بوجاهت جود و سخاوت پيراسته .
چون مدت هفت سال بسرانجام امور ملك و مال پرداخت در اواسط رجب سنهء احدى و اربعين و اربعمائه « 1 » سلطان مودود بعزم رزم سلجوقيان رايت نصرة نشان برافراخت و در منزل اول به علت قولنج گرفتار شده ، بغزنين مراجعت نمود و عبد الرزاق با طايفهاى از سپاه ظفر انتما بصوب سيستان كه در آن اوان به تصرف سلجوقيان درآمده بود گسيل فرمود و در غيبت وزير سلطان مودود وفات يافته ، اركان دولت على - ابن مسعود را بر تخت سلطنت نشاندند و اين خبر در نواحى قلعهاى كه در ميان بست و غزنين بود بسمع وزير رسيده ، فسخ عزيمت سيستان كرد و عبد الرشيد بن مسعود را كه بموجب فرمان سلطان مودود در آن حصار محبوس بود از حبس بيرون آورده ، لشكريان را باطاعت او دعوت كرد و سپاه اجابت نموده ، وزير در ملازمت عبد الرشيد بجانب غزنين مراجعت فرمود و على بن مسعود گريخته ، عبد الرشيد بر مسند سلطنت رايت عظمت برافراشت و امر وزارت تا آخر حيات بعبد الرزاق گذشت .
حسن بن مهران « 2 »
در زمان حيات سلطان محمود بوزارت و نيابت سلطان محمد قيام مينمود و چون سلطان برياض رضوان انتقال فرمود حسن بحسن
هامش
( 1 ) - سال 441
( 2 ) - در خ اين عنوان نيست و بجاى آن برفى نوشته شده : « حكايت »