او در گذشتيم و او را عفو فرموديم « 1 » مىبايد كه چون بر مضمون « 2 » حكم وقوف « 3 » يابد بدلخوشى متوجه اين طرف گردد كه عنايت و مرحمت شامل حال اوست
نوع دوم
شهاب الدين على و تاج الدين احمد بدانند كه درين وقت نمودند كه ايشان بتسويل شيطان با مخالفان اين جانب موافقت نمودهاند و باغراء ايشان از راه رفته و چون بالهام توفيق از قبايح افعال « 4 » خود واقف شده در مقام « 5 » ندامتاند و استعفا مىطلبند و همواره مكارم عميمهء ما « 6 » بر عفو مجرمان و اغماض از هفوات « 7 » زلات مقصور و مصروف بوده از سر جرايم ايشان در گذشته اين حكم انفاذ « 8 » فرموديم تا چون بندامت متمسك شدهاند « 9 » و الندم توبة به هيچ حال متردد « 10 » خاطر نباشند و عراض عفو ما را از ان فسيحتر « 11 » دانند كه بتصادم هفوات « 12 » ارباب زلات محل ازدحام گردد و محال « 13 » عفو و اغماض از جرايم ايشان نباشد « 14 »
هامش
( 1 ) - آ ب پ ث : فرمود ، ت : فرموده .
( 2 ) ت : حذف شده .
( 3 ) ب : واقف .
( 4 ) ج : احوال .
( 5 ) ت : محل .
( 6 ) پ : حذف شده .
( 7 ) ب : هوات .
( 8 ) ب ت ث : نفاد .
( 9 ) ث : شدهايد .
( 10 ) - ب : حال و - افزوده .
( 11 ) - آ : ؟ ؟ ؟ ببح ، ب : ق ؟ ؟ ؟ ، پ : قيح ، ت : منتح ، ث : ف ؟ ؟ ؟ ح ، ج : فسيح .
( 12 ) - ب : هوآت .
( 13 ) - پ ت ج : مجال .
( 14 ) - ب ت : نباشند