بانواع مستظهر بوده بدلخوشى تمام متوجه گردد و عفو مجرمان را از شيم شريفه و عادات « 1 » پسنديدهء حضرت « 2 » ما داند « 3 »
فصل سيزدهم در عفو فرمودن « 4 » مجرمان سه نوع
نوع اول
سيف الدين محمود بداند كه بكرات بمسامع شريفهء ما رسانيدهاند كه « 5 » او « 6 » بوقت « 7 » تقلّد شحنگى ميانج و گرمرود « 8 » بر منكرات اقدام نموده است و متعرض اموال و انفس مردم شده و چون دانسته كه ببازخواست و تاديب مواخذ خواهد شد « 9 » روى گردانيده بهزارهء « 10 » انكت « 11 » رفته است و پناه با آن جماعت برده « 12 » درين وقت چون جمعى از ملازمان كه با او سابقهء « 13 » محبتى ( * ) دارند در حق او شفاعت « 14 » كردند ( * ) و التزام نمودند « 15 » كه اگر بنعمت « 16 » عفو اختصاص يابد ديگرباره « 17 » با سر آن نوع معاش نرود بنابر شفاعت ايشان از سر جرايم
هامش
( 1 ) - ث : عادت .
( 2 ) پ : حذف شده .
( 3 ) - آ : دانند .
( 4 ) ج : حذف شده .
( 5 ) - آ ب ج : حذف شده .
( 6 ) ب : و ، ج : ازو .
( 7 ) ب : ؟ ؟ ؟ قو ؟ ؟ ؟ .
( 8 ) ب : كرمروده ، ت ث : كرمرود .
( 9 ) ب : حذف شده .
( 10 ) - ب ت ث : بهراره
( 11 ) - پ : حذف شده ، ب ث : انكت ، ج : انكت ، ت : انكت .
( 12 ) - ج : برده است .
( 13 ) - ت : حذف شده .
( * 14 ) - ب : در حق او داريد سفاعتى .
( * 15 ) - ب : حذف شده ، پ : و الترام نموذ .
( 16 ) - ب : ؟ ؟ ؟ تعميت .
( 17 ) - ت : حذف شده .