گشته در ملازمت تقاعد « 1 » مىنمايد « 2 » و بسبب استيلاى توهمات اينجا « 3 » نمىآيد بدان سبب اين حكم نفاذ يافت « 4 » تا چون واقف گردد « 5 » بسبب وجهى كه نوكران او بردهاند خايف و مستشعر و متوهم نگردد و بفراغت خاطر توجه نمايد تا بمرحمت و عاطفت اختصاص يابد
نوع سوم
ملك جلال الدين معلوم داند كه درين وقت عرضه داشتند كه عليخواجه كه جهت تحصيل ( * ) وجوهات متوجهء « 6 » اصفهان « 7 » شده بود مبالغى نقود و اجناس و چهار پايان خاصه كه باهتمام او بوده بتلف رسانيده است « 8 » و تصرفات فاحش كرده و از خوفى كه برو مستولى شده پناه به او برده است و او را شفيع انگيخته تا بشفاعت او در سلك عفو انخراط يابد ( * ) بنابر ان « 9 » اين حكم نفاذ يافت تا چون واقف گردد او را بعنايت و عاطفت ما « 10 » مستظهر گردانيده بدين جانب فرستد چه در رعايت و محافظت او اهمال نرود و اگر زيانى « 11 » مالى شده « 12 » سهل باشد الخلف على « 13 » الله تعالى « 14 » عليخواجه
هامش
( 1 ) - پ : تقاعدى .
( 2 ) پ : مينمايند .
( 3 ) پ ج : به حضرت
( 4 ) - آ : حذف شده .
( 5 ) ج : كردند .
( * 6 ) ت : متوجهات
( 7 ) ب : اصفاهآن .
( 8 ) ث : حذف شده .
( * 9 ) ت : بدان سبب
( 10 ) - پ ج : حذف شده .
( 11 ) - ب : زيان ، پ ث : زيادتى .
( 12 ) - پ : ستده .
( 13 ) - ت : عند .
( 14 ) - ت : حذف شده .