غيبت كرده « 1 » جمع كردن « 2 » ميان دو گناه وظيفهء عقلانيست تلف مال گناهى و غيبت نمودن گناهى « 3 » ديگر بدان سبب اين حكم نفاذ يافت تا ايمن بوده و بامان اختصاص يافته « 4 » بدلخوشى تمام متوجه اين جانب « 5 » شود و ( * ) به هيچ وجه تفرقه و تردد « 6 » به خود راه ندهد كه بواسطهء تلف مال با او خطابى نخواهد رفت انگشترى امان « 7 » فرستاده شد
نوع سوم « 8 »
شمس الدين محمد بداند كه مدتيست « 9 » تا محاسبهء مستغلّات « 10 » ديههاى هشترود « 11 » كه بخاصه تعلق دارد « 12 » به دو حوالت « 13 » فرمودهايم و او بعد از تنقيح « 14 » محاسبات و افراغ معاملات « 15 » مبالغى تصرف نموده است و در رفعى كه از انجا آوردهاند مفصل و مسمى ذكر رفته و او از خوف مواخذت اعراض نموده اين معنى بىراهست چون مىداند كه محاسبات « 16 » املاك خاصه « 17 » باهتمام اوست بسبب دينارى چند كه تصرف نموده و در عيار همت ما بجو سنگى وزن ندارد
هامش
( 1 ) - پ : نموده .
( 2 ) ب : حذف شده .
( 3 ) ث : كناه .
( 4 ) ب : حذف شده .
( 5 ) پ : طرف .
( * 6 ) پ : هيج تردد و تفرقه .
( 7 ) ب : امن .
( 8 ) - آ : دوم
( 9 ) ب : كى - افزوده .
( 10 ) - آ ت : حذف شده .
( 11 ) - پ : بيشتر ، ت : هشترود .
( 12 ) - ج : دارند .
( 13 ) - ب : جواب .
( 14 ) - آ : تقييح .
( 15 ) - ب : معاملآن .
( 16 ) - ب : محاسبه .
( 17 ) - آ ب ت : كه - افزوده .