فترات بديشان راه يافته جلاء وطن كرده بهر موضع متفرق شدهاند استظهار و استمالت ايشان را اين حكم نفاذ يافت تا بهر جا كه رفته باشند بدلخوشى تمام با وطن مالوف آيند و به هيچ وجه « 1 » تفرقه و تردد به خود راه ندهند « * 2 » كه در رعايت و محافظت ايشان اهمال نخواهد رفت چند « 3 » كدخداى كاردان « 4 » بديوان آيند « * 2 » و احوال عجز و انكسار خود باز نمايند تا بتدارك اهتمام رود حكام ولايات « 5 » ايشان را بحمايت نگيرند و به زودى تمام با وطن مالوف روانه گردانند « 6 »
فصل دوازدهم در مستظهر گردانيدن خايفان « 7 » سه نوع
نوع اول
حكام و سادات و مشايخ و قضاة و متصرفان و بتيكجيان سلطانيه بدانند كه درين وقت فلان بتصور باطل توهمى كرده « 8 » باغراء « 9 » اصحاب اغراض اعراض « 10 » نموده است « 11 » و « 12 » بدان جانب آمده چون باستكشاف احوال او اشتغال رفت سيى كه موجب اعراض و توهم باشد وجود نداشت بدان
هامش
( 1 ) - ت : حذف شده .
( * 2 - * 2 ) ج : از - كه - تا - آيند - حذف شده .
( 3 ) پ : جندانك .
( 4 ) پ : كدخداكاران .
( 5 ) ب : ولايت .
( 6 ) ب ج : برين جمله روند و اعتماد نمايند - افزوده ، پ : برين جملت روند و اعتماد نمايند كتب في - افزوده .
( 7 ) ت : خانفاه .
( 8 ) ت : نموده
( 9 ) ب پ : باعراء ، ت : باعرار ، ث ج : باعزاء .
( 10 ) - آ ت : و توهم - افزوده .
( 11 ) - ت : حذف شده .
( 12 ) - پ : بدين سبب - افزوده .