بغداد و عراق عرب و بيات و خوزستان و لرستان به دو تفويض رفت و دست او در ان باب قوى و مطلق گردانيده شد تا بر وجهى كه از كفايت و درايت و كاردانى و جلادت و شهامت او معهودست بوظيفهء كاروانسالارى مشغول گردد و چنانك التزام نموده و مكتوب بديوان باز داده در محافظت و رعايت قوافل سعى و اجتهاد بليغ بجاى آورد « 1 » و دفع دزدان و حراميان واجب دانسته قوافل را بسلامت به مقصد رساند بدان سبب اين حكم نفاذ يافت تا جماعت كاروانيان راههاى مذكور از « 2 » اكابر و اعيان و « 3 » تجار و غيرهم تاج الدين على را كاروانسالار و بزرگ قوافل آن راهها دانسته از سخن و صوابديد او بيرون نيايند و اوامر و نواهى او را در باب ركوب و نزول و خط و ترحال مطيع و منقاد باشند جماعت سواران و سلاحداران كه در كاروان باشند بوقت دفع « 4 » دزدان و حراميان با او و نوكران او « 5 » متفق بوده به هيچ حال انفراد و استبداد نجويند و باقصى الغاية و الامكان كوشند و چون او را از براى محافظت قوافل خرج بسيار بر ترتيب خود و نوكران ( * ) و چهارپايان « 6 » ايشان اتفاق افتد بايد كه مجموع اهل قفل رسمى كه معهودست با او جواب گويند
هامش
( 1 ) - آ ت : آرد .
( 2 ) - آ : حذف شده ، ب : را ، ت : و .
( 3 ) ت : حذف شده .
( 4 ) ت : حذف شده .
( 5 ) - آ : حذف شده .
( * 6 ) ت : حذف شده .