بمدد و « 1 » لشكر حاجت افتد و جار فرستد شب و روز ( * ) ناگفته « 2 » نوكران جلد سلاحدار « 3 » را بفرستند تا بمعاونت و مساعدت قيام نموده در دفع حراميان و قطاع الطريق باقصى الغايه و ابلغ النهاية كوشش نمايند از جوانب « * 4 » برين جمله روند و اعتماد نمايند « 5 »
نوع سوم « * 4 »
درين وقت راه كاروانسالارى كاروان سلطانيه و اصفهان و يزد و ساير بلاد عراق عجم بسيف الدين مغلتاى تفويض رفت تا جماعت قفول را از تجار و غيرهم « 6 » بدان راهها دلالت كند و بوقت ظهور دزدان و حراميان و هجوم ايشان او با نوكران جلد مردانه متسلح كه دارد پيش باز رفته بدفع ايشان مشغول گردد و نگذارد كه بقوافل زحمتى « 7 » و خسارتى رسد و ايشان را بسلامت به مقصد « 8 » رساند بدان سبب اين حكم ( * ) نافذ شد « 9 » تا جماعت بازرگانان و اهالى قافلهء سلطانيه و عراق سيف الدين مغلتاى را « 10 » كاروانسالار آن قافله دانسته در جميع قضايا كه بمصلحت كاروان تعلق دارد « 11 » رجوع كلى با او كنند و از سخن و صوابديد او كه در باب ركوب و نزول و حط و ترحال و اختيار مراحل و منازل گويد بيرون نيايند و رسمى كه معهود كاروانسالاريست با او جواب
هامش
( 1 ) - آ ب ت : حذف شده .
( * 2 ) ب : كفته .
( 3 ) - آ ب : حذف شده .
( * 4 - * 4 ) ب : از - برين - تا - سوم : حذف شده .
( 5 ) ث : كتب في - افزوده .
( 6 ) ت : غير آن .
( 7 ) - آ ب ت : زحمت .
( 8 ) - آ ب ت : بمقصدى كه متوجه باشند .
( * 9 ) ت : نفاد يافت .
( 10 ) - ت : كه .
( 11 ) - آ ب ت : داشته .