حرامى ( * ) نگاه داشته « 1 » تجار و قوافل « 2 » و آينده و رونده را بسلامت بگذراند « 3 » و نگذارد كه اموال و اقمشهء ايشان در محل تلف افتد بدان سبب اين حكم نفاذ يافت تا حكام « 4 » ارميه ازين تاريخ باز او را باجدار و تتغاول « 5 » راههاى آنجا دانسته در قضاياى راهدارى رجوع با او كنند جماعت كاروانيان « 6 » رسمى كه معهودست و از ديوان مقرر شده و صورت آن بر لوحى كه منقوش و معلق است نوشته « 7 » بىزيادت و نقصان با او جواب گويند تا او بديوان « 8 » رساند و ديگرى در كار ( * ) و راه « 9 » او ( * ) مدخل نسازد « 10 »
« 11 » فصل بيست و سوم در تفويض كاروانسالارى
نوع اول
چون جمعى از اكابر و اعيان كه از جانب بغداد آمدند تقرير كردند كه جماعت حراميان متعرض ايشان شدهاند « 12 » و مبالغى نقود و اجناس و چندين سر چهارپاى بغارت برده و
هامش
( * 1 ) - پ ج : صيانت واجب دانسته .
( 2 ) - آ : قفول .
( 3 ) - آ : بكدارند .
( 4 ) پ ج : و متصرّفان و بتيكجيان - افزوده .
( 5 ) - آ : تتقاول ، ب : تتغاول ؟ ؟ ؟ ، ت : تتقاول ، ث : نتغاول ؟ ؟ ؟
ج : تتغاول .
( 6 ) پ ج : اوامر و نواهى او را مطيع و منقاد باشند و - افزوده .
( 7 ) پ : حذف شده ، ج : مكتوب .
( 8 ) ب : بد ؟ ؟ ؟ ن ديوان .
( * 9 ) ت : حذف شده ، ث : او و راه .
( * 10 ) - آ ب ت : مدخل نسازد كتب فى ، پ ج : نيايد و مداخلت و مشاركت نورزد و السّلم .
( 11 ) - پ ج : اين فصل تماما حذف شده .
( 12 ) - ت : حذف شده .