بسبب آنك صاحب وجودى كه حاكم قفل و كاروانسالار باشد و بدفع حراميان قيام تواند نمود با قافلهء ايشان نبوده زحمات و خسارات بسيار بديشان رسيده است و ابواب صادر و وارد از ان راه « 1 » مسدود گشته تدارك و تلافى اين معنى از جمله لوازم نمود بنابرين مقدمه چون تاج الدين على راهدار « 2 » كه مردى « 3 » صاحب وجودست « 4 » و « 5 » مردان شجاع دلير جلد ملازم دارد و پيوسته بقلع و قمع مفسدان و متمردان و حراميان مشغول بوده و استيصال ايشان بر خود واجب دانسته درين حال التزام نمود كه اگر كاروانسالارى كاروانى كه ببغداد ( * ) و عراق عرب « 6 » و بيات « 7 » و خوزستان و لرستان « 8 » و آن نواحى روند به دو تفويض كنند او « 9 » با صد مرد جلد « 10 » متسلح كماندار سوار كاروانيان را از شر حراميان و دزدان و قصاد و قطاع صيانت نموده بسلامت به مقصد رساند و اگر ايشان را بسبب تعرض حراميان چيزى تلف شود او بتدارك آن قيام نمايد چون سخن او محل اعتماد بود و معلوم شده كه هر التزام كه كند « 11 » از عهده بيرون آيد راه كاروانسالارى راههاى
هامش
( 1 ) - ت : حذف شده .
( 2 ) ب ت : حذف شده .
( 3 ) ب : حذف شده
( 4 ) ب ت : حذف شده .
( 5 ) ت : از - افزوده .
( * 6 ) ت : حذف شده .
( 7 ) ب : بيات ؟ ؟ ؟ ، ت : بيات ؟ ؟ ؟ .
( 8 ) - آ ب : اردستان ، ت :
اردوستان .
( 9 ) ت : حذف شده .
( 10 ) - ث : حذف شده .
( 11 ) - ب : كنند .