چهارپايان بغارت برده و بعضى را از اهل قفل « 1 » بقتل رسانيده و بعضى را مجروح گردانيده ( * ) اين معنى « 2 » بغايت مستنكر افتاد و همت « 3 » بر تدارك و تلافى « 4 » آن مصروف ( * ) و موقوف « 5 » گشت و از ابتداى اين تاريخ راهدارى آن راه و مواضعى « 6 » كه تا غايت داخل آنست بر ( * ) شمس الدين اميره « 7 » كه از قديم باز مباشر اين « 8 » كارست و با وجود او حراميان و قطاع طريق را قدرت « 9 » تعرض ابناء سبيل نبوده مقرر داشته « 10 » شد تا بر وجهى كه از كفايت و كاردانى او « 11 » معهودست محافظت « 12 » راهها را بنوكران جلد مردانه حوالت كند و در قلع و قمع و استيصال حراميان و دزدان باقصى الغاية و الامكان كوشد « 13 » و در مواضع مخوفه تجار و قوافل را بدرقه داده بسلامت به مقصد رساند « 14 » بدان سبب اين حكم نفاذ يافت تا حكام و متصرفان فلان ولايت از ابتداى اين سال او را راهدار و باجخواه آن راهها از حدود فلان تا حدود فلان دانند و ابواب مشاركات « 15 » مسدود شناسند و دست
هامش
( 1 ) - ت : قوافل .
( * 2 ) ت : حذف شده .
( 3 ) پ ج : همكى همت
( 4 ) - آ ت : تلاقى .
( * 5 ) - آ ب ت ث : و مقصور ، پ : حذف شده ، ث : در حاشيه - و موقوف - افزوده .
( 6 ) پ : موضعى
( * 7 ) ب ت : شمس الدين امره ، پ ج : خضربك .
( 8 ) ت ج : ان .
( 9 ) پ : قوت و قدرت .
( 10 ) - پ : حذف شده .
( 11 ) - ب : و .
( 12 ) - پ : نمايد - افزوده .
( 13 ) - پ : كوشند ، ت :
كوشيده .
( 14 ) - پ : رسانند .
( 15 ) - ث ج : مشاركت ، ب : مشاركات را .