حكم نفاذ يافت تا ارباب و كدخدايان و بازاريان اردو « 1 » بازار ازين تاريخ باز پهلوان فخر الدين احمد را متصدى امارت عسس « 2 » دانسته ابواب « 3 » مشاركت غير مسدود شناسند و در قضايا كه بعسسى تعلق داشته باشد رجوع با او كنند و از سخن و صوابديد او تجاوز ننمايند و بر هركس كه رسم عسسى متوجه گردد « 4 » با او و نوكران او « 5 » جواب گويند او نيز بايد كى نوكران را وصيت كرده نگذارد كه مردم « 6 » متميّز حال و كدخدايان بازار « 7 » و معارف و مشاهير را مزاحم و متعرض شوند « 8 » و به علت طمع و غرض خود مطالبتى نمايند « 9 » و از بازخواست نواب حضرت « 10 » ما انديشه كنند
فصل هژدهم « 11 » در تفويض ملك التجارى
امرا و حكام و سادات و قضاة و نواب و متصرفان و بتيكجيان ولايات ممالك محروسه بدانند « 12 » كه احتياج بوجود تجار « 13 » جهت آبادانى ممالك در غايت شدتست چه در وقت گرانى اسعار مطعومات و « 14 » اقمشه و امتعه و ملبوسات چون تجار در اطراف
هامش
( 1 ) - پ : ازدو .
( 2 ) ب : عسسى
( 3 ) پ : بر ابواب .
( 4 ) ج : باشد .
( 5 ) ت : حذف شده .
( 6 ) پ : حذف شده .
( 7 ) ت : از نواب .
( 8 ) ت : نشوند .
( 9 ) ب : نمايد ، ت : ننمايد .
( 10 ) - پ : و قضاة و نوّاب و متصرّفان - افزوده .
( 11 ) پ : هجدهم ، ج :
نوزدهم ، درين نسخه بجاى اين فصل از - ضرب سوم . . . فصل هژدهم در تفويض متصرفى جزيه - نوشته شده .
( 12 ) پ : حذف شده .
( 13 ) پ : تجاوز .
( 14 ) پ ث ج :
حذف شده .