ايشان بر هركس كه ثابت گردد مستخلص گردانيده تسليم كند « 1 » و عذر و دفع ناموجه نشنود بدان سبب اين « 2 » حكم نفاذ يافت تا از ابتداى اين سال او را ملك التجار و مقدم طوايف بازرگانان ممالك محروسه دانند و دست او در تقلد اين شغل قوى و مطلق شمرند و مراسم تمكين « 3 » و احترام و تبجيل و اكرام بر احسن وجوه مرعى دارند و چنان سازند كه بفراغت خاطر برعايت و محافظت تجار اطراف قيام تواند نمود جماعت تجار ممالك « 4 » مىبايد كه او را مقدم و پيشواى خود و ملك التجار دانسته در جميع قضايا رجوع با او كنند و بىاستصواب او در هيچ مهم از مهام تجارت « 5 » مدخل نسازند و اوامر و نواهى او را مطيع و منقاد باشند ( * ) و در هيچ حال دعوى استبداد و انفراد نكنند « 6 » « 16 »
فصل نوزدهم « 7 » در تفويض حكومت دار الضرب و معيّرى
چون ( * ) مولانا شهاب الدين « 8 » از مدتى مديد باز بملازمت ما « 9 » قيام نموده است و از عهدهء حكومت و معيّرى دار الضرب كه به دو حوالت فرمودهايم بر احسن وجوه متفصّى شده و آثار امانت ( * ) و ديانت « 10 » و راست قولى و درست قلمى بظهور رسانيده و ذكر
هامش
( 1 ) - ب : ك ؟ ؟ ؟ د .
( 2 ) ب : حذف شده .
( 3 ) پ : توقير .
( 4 ) ب : حذف شده ، ج : ممالك محروسه .
( 5 ) ب : تجار .
( * 6 ) پ ج : حذف شده .
( 16 ) - آ : و السلم - افزوده .
( 7 ) ج : بيستم .
( * 8 ) ث : جلال الدين محمود .
( 9 ) ج : حذف شده .
( * 10 ) - آ : حذف شده .