جميل باقى اخروى را بحطام فانى دنيوى نداده و در غبطهء ديوان و رعايا كوشيده و محاسن افعال و اقوال او « 1 » مستحسن و مقبول آمده برقرار سابق حكومت و متصرفى و معيرى دار الضربهاى « 2 » ممالك « 3 » به دو تفويض فرموديم تا مجموع آقچهاى كهن « 4 » را كه « 5 » بدار الضرب آورند « 6 » بسكهاى كه بتجديد معين « 7 » و منقوش گشته مضروب گرداند و حق النار و اجور عمله وضع كرده مال و متوجهات ديوانى بر وجهى كه حجت باز داده قايم دارد و بتفحص احوال « 8 » قلّابان و آقچه بر ان كه اموال خلايق را مغشوش و قلب « 9 » مىكنند و از « 10 » نصّ حديث صحيح « 11 » ( * ) حرمة مال المسلم كحرمة دمه « 12 » نمىانديشند « 13 » مشغول گشته بر قانون معدلت و راستى ( * ) بازخواست « 14 » واجب داند و آن را كه بياسا بايد رسانيد عرضه داشته بعد از حكم بياسا رساند و در همه ابواب چنان سازد كه افعال و اعمال او محمود و مشكور افتد تا بمحمدت « 15 » و ارتضا « 16 » مقرون گردد « 17 » ان شاء الله تعالى بدان سبب اين حكم نفاذ يافت تا امرا و وزرا
هامش
( 1 ) - ج : حذف شده .
( 2 ) پ ت : دار الضرب .
( 3 ) پ : مملكتها
( 4 ) ت : كهنه .
( 5 ) - آ ت ج : حذف شده .
( 6 ) - آ : و - افزوده .
( 7 ) پ : معيّر .
( 8 ) پ : حال .
( 9 ) پ : كم .
( 10 ) پ : حذف شده .
( 11 ) - آ پ ت ج : حذف شده .
( * 12 ) - ب : اين حديث را ننوشته و جايش را خالى گذاشتهاند .
( 13 ) ت : نمىانديشد .
( * 14 ) ب : حذف شده .
( 15 ) - ت ج : بيوندد - افزوده .
( 16 ) - ت ج : بارتضا .
( 17 ) ت : افتد