ميسر شود كه عمال و گماشتگان ايشان جهت ضبط مصالح جمهور و نظم متشتتات امور امنا و معتمدان و كفاة و مستعدان باشند تا باستخبار قضايا و استعلام احوال و تفحص مداخل اموال و متوجهات و تجسس مصارف وجوهات و ساير محصولات اشتغال نموده بهر وقت كه كيفيت و كميت آن ( * ) از ايشان « 1 » استفسار رود بر جواب قادر باشند « 2 » و بر بهترين وجهى عرضه « 3 » دارند و واجبات خزانه و ساير طبقات مردم از امرا و وزرا و مقربان و اصحاب ديوان و اصناف الناس بوضوح انجامد و معين و مقرر گردد بنابرين مقدمه چون « 4 » خواجه جلال الدين محمود « 5 » بدين صفات پسنديده موصوفست و لا يزال از قضاياى ديوانى واقف بوده و بجليل و حقير و نقير و قطمير آن رسيده و بامانت و ديانت و راست قولى و درست قلمى شهرت يافته منصب « 6 » اشراف ديوان بزرگ و ولايات ممالك محروسه به دو تفويض رفت تا بر وجهى كه از كفايت و درايت و كاردانى و جلادت او معهودست بضبط امور ديوان اشتغال نمايد و از كميت وجوهات ( * ) و متوجهات و كيفيت مصارف مطلع و واقف بوده در جميع احوال غبطهء ديوان مرعى دارد و نوعى سازد « 7 »
هامش
( * 1 ) - پ : حذف شده .
( 2 ) پ : باشد .
( 3 ) پ : عرض
( 4 ) ب : حذف شده .
( 5 ) ج : مسعود .
( 6 ) پ ج : راه .
( * 7 ) ت : حذف شده .