چون رجوع مهمات با حكمى حكيم و وسيطى « 1 » خبير « 2 » عليم كنند هر آينه بر ايشان آسان نشيند و احكام او را كه مشتمل بر توسط باشد از جانبين مطيع و منقاد شوند و چون مولاناء اعظم محيى الدين از اعاظم وجود بجودت قريحت و استقامت طبيعت و رشاد راى و سداد فكر و معدلت وافى و نصفت وافر امتيازى هرچه تمامتر دارد و از ريعان عمر ( * ) و عنفوان شباب « 3 » الى يومنا هذا بفصل قضايا ميان كافهء برايا اشتغال نموده و حكم مطلق او متخاصمان را مادهء قطع نزاع شده و از طرفين بدان « 4 » رضا دادهاند راه حكمى ديوان بزرگ و تمامت ممالك محروسه بجانب شريف و صدر منيف و ( * ) محل منيع و مجلس رفيع « 5 » او تفويض فرموديم و دست او ( * ) در مباشرت « 6 » اين « 7 » امر خطير و تقلد اين شغل جسيم جليل قوى و مطلق گردانيديم « 8 » تا بر وجهى كه مقتضاى راى عميق و نظر دقيق و حدس ثاقب و فكر صايب و كمال امانت و وفور ديانت او باشد قضايا « 9 » را بين المتخاصمين بر وجه شريعت و معدلت و بر قانون عرف
هامش
( 1 ) - پ : وسيط .
( 2 ) ت : حذف شده .
( * 3 ) ت : حذف شده .
( 4 ) ت : حذف شده .
( * 5 ) - آ ب ت : محل رفيع ، پ : محلّ منيع و خطاب رفيع .
( * 6 ) پ : مباشر .
( 7 ) - آ ب ت : آن .
( 8 ) ب : كردان ؟ ؟ ؟ د ، پ ت ث : كردانيد .
( 9 ) - آ ب پ : قضا