و تقليد عمال باستصواب و استشارت بل باستيذان « 1 » و استجازت « 2 » او كنند و دقايق تعظيم و تبجيل من كل الوجوه مرعى دارند و نسخهاى دفاتر پيش او برند و « 3 » پنهان و پوشيده ندارند و كتبت مكتوبات ديوانى از احكام و امثله و بروات و مفاصاة « 4 » و موامرات ( * ) و جزازات « 5 » و جرايد و دفاتر و دساتير و يارغونامها باجازت و اشارت و پروانه و نشان او باشد نواب او را كه در هر ولايت بنظارت تعيين كند « 6 » گماشته و فروداشتهء او دانند و ممكّن و محترم دارند و هر سال ( * ) مبلغ كذا دينارا « 7 » زر رايج بر سبيل مرسوم نظارت از مال و متوجهات ممالك با رسوم خارجى بنام او مجرى و مقرر شناسند و سال بسال به احكام و پروانجات مجدد موقوف ندارند و بر مواضعى « 8 » كه مطلوب او باشد فروآرند تا بىزحمت بوصول پيوندد و كتب فى
فصل ششم « 9 » در تفويض اشراف ممالك
اشراف « 10 » اشراف انام كه سلاطين اسلاماند بر متكوّنات « 11 » ليالى و ايام و محدثات احوال خواص و عوام « 12 » در شهور و اعوام وقتى
هامش
( 1 ) - پ : استيفا .
( 2 ) پ ت ث : استجارت .
( 3 ) پ ج : او را بر ان واقف و مطلع كردانيده - افزوده .
( 4 ) - آ : مقاصات ، ب : مفاوصاه .
( * 5 ) پ :
حذف شده ، آ ت : و حرارات ، ب : و جرازات .
( 6 ) پ ج : نايب مناب و قايم مقام و - - افزوده ، پ : كنند .
( * 7 ) پ ج : مبلغ بيست هزار دينار .
( 8 ) ث : موضعى .
( 9 ) ث : هشتم
( 10 ) پ : حذف شده .
( 11 ) - آ : متكونات ، ب : منكونات ، پ : مكونات ، ت ج : مكتوبات
( 12 ) ب : عام .