را الغ بتيكچى ممالك محروسه دانسته در جميع قضاياى ديوانى رجوع كلى با او كنند و مراسم تعظيم و تقديم مرعى داشته استصواب و استشارت او را در كليات مهمات مملكت « 1 » موثوق به و معتمد عليه دانند و بىوقوف و معرفت او در هيچ مهم « 2 » مدخل نسازند و دست او « 3 » در تقلد اين منصب شريف قوى و مطلق شناسند و نواب او را در هر ولايت كه از قبل « 4 » خود تعيين كند نايب مناب و گماشته و قايم مقام و فرو داشتهء او دانند و تفويض اعمال و تعيين عمال بر جميع ممالك محروسه بىوقوف و معرفت او نكنند و مرسوم مالى و رسوم خارجى كه اين منصب را مجرى و مقرر باشد و در دفاتر بنام الغ بتيكچيان « 5 » سابق ممضى و مثبت شده بر همان قرار با او و گماشتگان او جواب گويند و بروات بر مواضعى « 6 » اطلاق كنند كه ارادت او باشد ( * ) برين جمله روند و اعتماد نمايند كتب فى « 7 »
فصل پنجم در تفويض نظارت ممالك
استدامت ايام جهانبابى و استقامت امور گيتىستانى بتقويت مستعدان و تربيت مستحقان منوط و مربوط است و مهمات كارخانهء دولت بتمشيت اين معنى منتظم و مضبوط « 8 » چه تخصيص
هامش
( 1 ) - ت : حذف شده .
( 2 ) - آ : بالاى سطر - خطير - افزوده .
( 3 ) پ : حذف شده .
( 4 ) ت : قبيل .
( 5 ) ج : بتيكحى .
( 6 ) ت : موضعى .
( * 7 ) ت : حذف شده .
( 8 ) پ : مربوط .