و او را بر جمع و خرج اموال و متوجهات ولايات و توفير اموال و غبطهء ديوان واقف و مطلع گردانند و رفوع محاسبات « 1 » تمغاوات پيش او برده يك دانگ زر و يك من بار پنهان و پوشيده ندارند و خود را بنصب او منصوب و بعزل او معزول شناسند و در همه ابواب با او موافق و متفق بوده انفراد و استبداد نجويند تا او محاسبات آن « 2 » ولايات را مفروغ « 3 » و منقح گردانيده و در دفترى واضح و روشن نوشته بديوان بزرگ آرد و بعرض رساند و حكم آن بر قانون معدلت بتقديم رساند « 4 » ان شاء الله تعالى ( * ) از جوانب برين جمله روند و اعتماد نمايند كتب فى « 5 »
فصل چهارم در تفويض الغ بتيكچى ممالك
چون آلاى بىانتهاى احدى و نعماى بىانقضاى سرمدى در بارهء ما زيادت از آنست كه ناطقه ( * ) بتقرير آن « 6 » وفا تواند نمود يا فاهمه بتفهيم آن مشغول تواند شد شكر اين « 7 » عطيت « 8 » كه از كوافل عطاياى حضرت لايزالى و كوافى « 9 » نعم نامتناهى جناب جلال « 10 » ذى الجلالى است بر ذمت همت واجب و لازم است و يكى از اسباب اتيان « 11 » بموارد شكر تربيت ارباب استعداد و تقويت
هامش
( 1 ) - ث : و - افزوده .
( 2 ) ث : حذف شده .
( 3 ) ث : مفروع .
( 4 ) - آ ب ت : رسد .
( * 5 ) ت : بمنه و كرمه ، آ ب : كتب فى - حذف شده .
( * 6 ) ت : تقريرات .
( 7 ) پ ت : آن .
( 8 ) پ : عبطيّت .
( 9 ) ت ج : كوافل .
( 10 ) - پ : حذف شده .
( 11 ) - ج : نمودن - افزوده .