اصحاب استحقاق و تفويض كرايم اعمال و شرايف مناصب و اشتغال « 1 » بديشان « 2 » دانسته شد « 3 » چه هر امر كه بتقلّد « 4 » ايشان انتساب يابد در اشرف محال حلول كند و هر منصب كه بتكفل ايشان انتما پذيرد در اكرم مقار قرار گيرد و مورد « 5 » آن تقليد از شنعت ندامت معرّا و مشرب آن تفويض از وصمت وخامت عاقبت منزّه و مبرّا باشد و چون « 6 » خواجه يمين « 7 » الدين از سرآمدگان اعاظم وجودست و همواره از موارد فيض ربانى اغتراف « 8 » امداد فيضان يزدانى كرده و از مناهل عذب افضال احدى استنزال فضل « 9 » بىنهايت سرمدى واجب دانسته و بر كواهل مناصب استيلا و « 10 » بر شواهق مراتب استعلا يافته و از عهده تكفل كليات امور بر وجهى متفصى شده كه حسن اهتمام او عند الخالق و الخلايق محمود و مرضى افتاده و ميامن اجتهادات در نظم « 11 » مهمات كه از شرايف عادات و كرايم ملكات اوست در حضرت ما گاه از مسموعات و مرويّات و گاه از مشاهدات و مرئيات « 12 » شده و على كلا التقديرين
هامش
( 1 ) - ب پ ت ج : اشغال ، ث : اشعال .
( 2 ) - آ : بد ايشان ، پ : بدين شان .
( 3 ) - آ ب ت : حذف شده .
( 4 ) ب : بتقليد .
( 5 ) پ : رد .
( 6 ) - آ : حذف شده .
( 7 ) ج : امين .
( 8 ) پ ت : اعتراف .
( 9 ) پ ث : فيض .
( 10 ) پ : او .
( 11 ) ت : نطر .
( 12 ) ب : مرتبات .