مدت كه « 1 » تجار و قوافل از ان ولايات « 2 » منقطع شدند علت تامه اين « 3 » معنى آن « 4 » بوده كه متصرفان و تمغاچيان بمخاطبات ناوارد و مطالبات ناواجب ايشان را مخاطب و مطالب مىگردانيدند « 5 » و اضعاف تمغاء معهود « 6 » توقع « 7 » داشته جبرا و قهرا مىستدند و بعضى ( * ) از ايشان « 8 » از انجملت بوده كه راس المال به قرض داشتهاند در ان ولايت از طرف تمغاچى مكلف و درين مملكت بمطالبت حقوق غرما مشدّد « 9 » و معنّف انقطاع را بهترين حالتى تصور كردند اگر راى شريف سلطانى « 10 » بمتصرفان و تمغاچيان حكم مطاع ارزانى فرمايد « 11 » تا ايشان را بزيادت ( * ) از تمغاء مقرر كه در زمان قديم معهود بوده « 12 » مطالبت نكنند و بزوايد و عوارض و اخراجات و تكاليف ديوانى مخاطب نگردانند بارسال « 13 » ايشان اشارت رود و الا چگونه « 14 » رخصت « 15 » توان داد كه بمهمى مشغول شوند كه خسارت ايشان اضعاف منفعت باشد صورت
هامش
( 1 ) - پ : حذف شده
( 2 ) - ب ت : ولايت
( 3 ) - ت : ان
( 4 ) - ت : حذف شده
( 5 ) - ت : مىكردانند
( 6 ) - پ : حذف شده
( 7 ) - ج : حذف شده
( * 8 ) - ج : حذف شده
( 9 ) - آ ت : مشدود
( 10 ) - ث : حذف شده
( 11 ) - پ ت : فرمايند
( * 12 ) - ب : از تمغاء قديم كه مقرر بوده در زمآن قديم
( 13 ) - آ : نكردانند ارسال - افزوده شده
( 14 ) - آ : حذف شده
( 15 ) - ت : تمام - افزوده شده