حال برين جملتست « 1 » زيادت تاكيد چه حاجت دولت مستدام باد
( * ) نوع دوّم « 2 »
بعد از وقوف بر مواقع اقلام شريفه اعلام مىرود كه اشارتى كه در باب انفاذ تجار و قوافل بدان مملكت فرموده و تردد ايشان را جهت فسحت مجال اهالى و ساكنان مملكتين استدعا نموده حال انك مدتيست تا قطاع و حراميان « 3 » راههاء ان ولايات « 4 » را مسدود گردانيدهاند « 5 » و بهروقت لشكريان آنجا نيز « 6 » بقطاع طريق « 7 » ملحق شده صادر و وارد را مزاحم و متعرض مىگردند و بغارت و تاراج و قتل نفوس و نهب اموال اشتغال مىنمايند و تجار ضعيف حال « 8 » بدين واسطه از تردد و آمد و شد مرتدع و منزجر شدهاند راى شريف سلطانى اعظمى « 9 » را اول بدفع حراميان و تاديب لشكريان اشتغال مى « 10 » بايد فرمود و بعد از ان استدعاى حضور تجار و قوافل كرد چه در تردد اين جماعت هردو مملكت معمور مىگردد و چون راهها ايمن شود تجار « 11 » از منافع و مكاسب خود بهيچحال اعراض نجويند
هامش
( 1 ) - ج : حملتاند
( * 2 ) - ب : حذف شده
( 3 ) - ت : را - افزوده شده
( 4 ) - ب پ : ولايت
( 5 ) - پ ت : كردانيده
( 6 ) - ت : حذف شده
( 7 ) - پ : الطّريق
( 8 ) - پ : الحال
( 9 ) - ب : و اعظمى
( 10 ) - ب : حذف شده
( 11 ) - ب : حذف شده