( * ) نوع سوم « 1 »
بعد از « 2 » وقوف بر مضمون مخاطبهء بزرگوار شهريارى و تشرف « 3 » بتامل « 4 » آن اعلام مىرود كه اشارتى كى در باب فلان ارزانى داشته « 5 » معلوم شد صورت حال آنست كى او را توهم بر مزاج مستوليست و الا در ازاء چندين « 6 » تربيت و شفقت كه ازينجانب مشاهده كرده و در عوض هيچيك ازو توقع خدمتى نبوده بىموجبى ( * ) معرض و منهزم « 7 » شدن از كمال عقل و خردمندى بغايت مستبعد و در شريعت مروت عظيم مستنكرست اگر شخصى بيگانه را « * 8 » بتربيت و رعايت « 9 » مخصوص گرداند آن بيگانه « * 8 » در خدمت و ملازمت جانسپاريها « 10 » كند و خواهد كه روزبروز حركات پسنديدهء او ظهور و وضوح يابد چگونه شايد « 11 » كى قريب و حميم بسوء تدبير خود را در مقام بيگانگان اندازد و تا اين غايت استبعاد جويد چون « 12 » حضرت سلطنت متشفع اوزار شده عفو كرده آمد به شرط انك بعد اليوم ( * ) از ملازمت « 13 » انفكاك نجويد « 14 » و قرناء سوء را بصحبت خود راه
هامش
( * 1 ) - ب : حذف شده
( 2 ) - پ : حذف شده
( 3 ) - پ : شرف
( 4 ) - ت : شامل
( 5 ) - ب : فرموده بودند
( 6 ) - پ ت : جنين
( * 7 ) - پ : معروض و منهزم ، ج : منهزم و معرض
( * 8 ) - ( * 8 ) - ت : حذف شده
( 9 ) - آ : رعايب
( 10 ) - ت : جانسباري
( 11 ) - ت : شود
( 12 ) - پ ج : بندكى - افزوده شده
( * 13 ) - ث : حذف شده
( 14 ) - ث : ننمايد