فيض « 1 » لا يزالى حضرت الهيست اتمام ان را تكفل فرموده اجازت شريف « 2 » به عقد مناكحت و تكميل مواصلت ارزانى دارد از كمال ديندارى و وفور مخلصنوازى آنحضرت مستبعد ننمايد و دولتخواه « 3 » در باقى عمر از جادهء موافقت « 4 » انحراف نجويد و اشارات « 5 » آنحضرت را ( * ) كه مقرون برضاى الهى باشد « 6 » متابعت واجب شناسد شعر « 7 »
ترا گر « 8 » چون منى فرزند باشد * يقين مىدان كه دوران بندهء تست
غلط « 9 » گفتم كه چرخ و اخترانش * اسير افتاده و افكندهء تست
( * ) بر زيادت « 10 » ابرام « 11 » اقدام ( * ) نمودن نوعى از انبساطست « 12 » اتمام امور جمهور منوط باراى « 13 » عليه حضرت سلطنت پناه باد بالنبى و آله
هامش
( 1 ) - ث : فضل
( 2 ) - ت : شريفه
( 3 ) - پ ج : چاكر دولتخواه ، ث : محب دولتخواه
( 4 ) - پ ج : مطاوعت
( 5 ) - اشارات : پ ج - اوامر و نواهى
( * 6 ) - پ ج : حذف شده
( 7 ) - پ : بيت ، ج : حذف شده
( 8 ) - ب : كه
( 9 ) - پ : غلظ
( * 10 ) - پ : بزيادت
( 11 ) - ث : بالاى سطر نوشته شده
( * 12 ) - پ : نمودن از بىادبيست ، ج : نمودن نوعى از بىادبى است
( 13 ) - آ : برآى ، پ : تا ؟ ؟ ؟ راى