و بلاد و بقاع معمور و طوايف « 1 » عباد مرفه و مسرور گردند و چون موافقت ملوك انام بمواصلت استحكام پذيرد و مجانبت باتحاد و مباعدت باعتضاد استبدال « 2 » گيرد هرآينه طبقات جمهور را ترفّه معاش و ترتّب اسباب انتعاش بيشتر دست دهد ( * ) و طالب « 3 » اين حال ( * ) در همه احوال مصيب باشد « 4 » بنابرين مقدمه ( * ) بعز عرض « 5 » رسانيده مىآيد كه « 6 » دعاگوزاده فرزند ( * ) اعز اكرم « 7 » عبد الرحمن « 8 » طول الله عمره « 9 » بانواع هنرها متحليست « 10 » و از ابناى جنس بوفور فضايل و كمالات مستثنى « 11 » و ممتاز و عز حسب را « 12 » با « 13 » شرف نسب جمع گردانيده درين وقت بالهام دولت و سعادت مىخواهد كه در عداد اولاد « 14 » آنحضرت داخل باشد و با كريمهء از كريمات « 15 » خاندان سلطنت اختصاص يابد تا آن نيز « 16 » مكمل اسباب « 17 » سعادت و شرف او گردد بنابرين مقدمه مخلص دولتخواه بعرض اين معنى كى بحقيقت مادهء مفاخرت و مباهاتست
هامش
( 1 ) - ب : طايف
( 2 ) - آ ب : استدلال ، پ : استقال
( * 3 ) - پ : حذف شده ، ت : و مطالب
( * 4 ) - پ ج : بهيج حال ملوم و معاتب نكردد
( * 5 ) - ب : بعرض
( 6 ) - ب : حذف شده
( * 7 ) - آ ت : اعز - حذف شده ، ب : اعز الكرم
( 8 ) - ت : الرحمان
( 9 ) - پ ج : فى ظلكم - افزوده شده
( 10 ) - پ : متجليست
( 11 ) - پ : مستغنى
( 12 ) - پ : حذف شده
( 13 ) - آ ب ت : حذف شده
( 14 ) - پ ج : بندكان
( 15 ) - ث : كرايم
( 16 ) - ت : حذف شده ، ث : بالاى سطر نوشته شده
( 17 ) - آ : انسباب