و آن علم انشاست تمامتر چه « 1 » حذاقت كاتب و صاحب انشا درين فنّ وقتى « 2 » بوضوح پيوندد كه او بر تعيين مرتبهء هر « 3 » فرد از افراد ملوك و سلاطين و امرا و وزرا و اكابر و اصاغر و اعيان و معارف قادر تواند بود و القاب و دعا و خطابى كه ملايم حال « 4 » و فراخور قدر و وضع ايشان باشد تقرير و تحرير تواند كرد و با طناب و ايجاز و رعايت حدّ وسط كه خير الامورست و تركيب غرايب عبارات و تنويع « 5 » بدايع استعارات اشتغال « 6 » تواند نمود و اگر بكتبت « 7 » مطلوب غيرى قيام نمايد از عهدهء « 8 » آن بر وجهى كه ناموس « 9 » مكتوب منه و تبجيل قدر مكتوب اليه مرعى باشد بيرون تواند آمد و از استعمال « 10 » الفاظ غريب وحشى و مصطلحات متروك غيرمرغوب احتراز و اجتناب تواند كرد و طريق تادّب « 11 » در افتتاح كلام و بيان مطلوب بر احسن وجوه چنانك بسآمت « 12 » و ملالت مفضى نگردد و بيان حسن المقطع « 13 » كه بفهم سامع
هامش
( 1 ) - پ : حذف شده
( 2 ) - ت : حذف شده
( 3 ) - پ : حذف شده
( 4 ) - ت : حذف شده
( 5 ) - آ ت : تنوّع ، ث : حذف شده
( 6 ) - پ : اشغال
( 7 ) - پ : بكتب
( 8 ) - ت : عهد
( 9 ) - پ : در حاشيه نوشته شده است
( 10 ) - آ : اشتغال
( 11 ) - ت : بادب
( 12 ) پ ت ث : بسامت
( 13 ) - ب : المطلع