مىبايد داد و خود و زن و فرزندان « 1 » گرسنه و عاجز بسر بردن و و اگر ملتمس مبذول نمىدارد « 2 » به زخم چوب و شكنجه مىستانند و بسيار مىباشد كه بعضى در زير شكنجه هلاك مىشوند « 3 » و بوقت بيرون رفتن آنچه « 4 » از احوالات و ادوات خانه چون زيلو و پرده و طشت و افتابه و مشربه و غير آن كه ايشان را در « 5 » نظر مىآيد « 6 » جهت خود مىبرند و بيرون اين « 7 » تنوعات ظلم و تعدى البته متعرض عورات « 8 » نيز « 9 » ميگردند و ان بيچارگان را مجال منع نمىباشد امّا مردان جهت انك اگر فرياد كنند فريادرسى « 10 » نمىدانند و امّا زنان جهت انك از « 11 » فضيحت « 12 » و بدنامى مىانديشند ناچار تحمل ان منكرات مىكنند و « 13 » هيچ نمىگويند و بحقيقت اختلال احوال « 14 » دين « 15 » و دنيا و خرابى « 16 » مملكت و سلطنت از اينجاست و چون به نظر اعتبار تامل رود معلوم شود كه تكوّن و تولّد اكثر اولاد زنا كه بدزدى و حرامىگرى و
هامش
( 1 ) - ب : فرزند آن
( 2 ) - پ ت ث : نمىدارند
( 3 ) - ب : مىشود
( 4 ) - ب : بالاى سطر نوشته شده
( 5 ) - ت : حذف شده
( 6 ) - ب : آيد ، ت : مىآيند
( 7 ) - آ ب ت : ان
( 8 ) - آ ب ت : عوارض
( 9 ) - پ ت : حذف شده
( 10 ) - ت : رس
( 11 ) - آ ت : حذف شده
( 12 ) - آ ب : فصيحت ، پ : نصيحت ، ث : فصيحت
( 13 ) - ب : حذف شده
( 14 ) - ب : حذف شده
( 15 ) - ث : بالاى سطر نوشته شده
( 16 ) - آ : اخرت