تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1087

مساهمون:

ص١٠٨٧
اعلى بدان صوب با صواب رفته بخدماتى كه مأمور بودند معروض خان احمد و حرم عليه‌اش داشتند . ايشان نيز اطاعت و انقياد امر مذكور نموده آن در درج خدارت و شرف دودمان سلطنت و روحانيت در بهترين ساعتى و مرغوب‌ترين وقتى و فرخترين طالعى كه مولانا جلال اختيار نموده به عقد ازدواج شاهزادهء وهاج « 1 » درآوردند . خان احمد پادشاه كرم جبلى را در حركت آورده مجلس انس و خرمى بسان بهشت برين آرايش و ترتيب داده دست دريا مقاطر ببذل اموال گشاده جهانرا از بزم جمشيد و جشن فريدون ياد داد و حضرات عاليات مذكوره را با هركه رفيق ايشان بود و بديشان تعلق ميداشت از بزرگ و كوچك بتكلفات و نفقدات و انعامات محظوظ و بهره‌مند گردانيد و خواص و عوام آن ديار را از مايدهء انعام و فوايد اكرام بنصابى وافى رسانيد و چند روز طويها و جشنها و مهمانيها كرده و فرستادگان را اجازت مراچعت داده در روز پنجشنبه بيست و هفتم شهر شعبان سنهء مذكور بشرف پاىبوس اشرف اعلى سرافراز شدند و حقيقت عرض نموده مراسم تهنيت بجاى آوردند . و هم در اواسط اين سال كس از دار السلطنهء تبريز بدار السلطنهء قزوين آمده حاكم تبريز عرضه داشت نموده كه از قاپى خواندگار امر شده كه كس تعيين فرمايند كه سرحد و سنور ميانهء الكاء قزلباش و رومى مقرر شود كه در ميانه دانسته باشد و از قاعده قرارداد در نگذرند و تصرفى در مملكت يكديگر نشود . شاه نصرت‌پناه قرا حسن چاوشلو را كه از اعاظم امرا بود و بمزيد عقل و كاردانى و رشد و زبان دانى از ساير امراء ممتاز و مستثنى مينمود و حكومت دار السلطنهء قزوين به او تعلق داشت او را مقرر فرمودند كه بدار السلطنهء تبريز رفته آن معامله را مشخص سازد . امير مشار اليه حسب الامر اعلى بدانجا رفته همراه پاشايان معاملهء سنور و سرحد را مشخص ساخته از قريهء ارشتناب كه از قرى وقفى غازانى است و از آنجا تا تبريز ده فرسخ شرعيست و ما بين سراب و ميانه و دار السلطنهء تبريز واقع است قرار دادند كه از آنجا تا تبريز از روميان باشد و از اينجا تا تركمان كندى و ميانه از قزلباش باشد . روميان سجلات كرده مهر خود بر آن نهادند . و بعد از خدمات و تكليفات و مهمانيها امير مذكور را روانهء درگاه عالمپناه گردانيدند . به از صلح كارى نباشد دگر . مشار اليه در شهر ربيع الاول سنهء الف بدار السلطنهء آمده بپاىبوس سلطنت مناط سرافراز شد و ايالت كرمان را به دو شفقت كرده او را بدار الامان كرمان فرستادند . و هم در غرهء شهر محرم مكرم كه منشأ عقد سنين و مبداء شهور آن سال نخستين بود آن خسرو با تمكين چون شاهوردى خان ولد محمدى خان عباسى از راه غلامى و جانسپارى پيش آمده مكرر پيشكشها و تحفها بدرگاه جهان‌پناه ارسال داشته شاه و الا جاه را بخاطر رسيد كه با مشار اليه وصلتى كرده همشيرهء او را كه باكره است و در غايت خدارت « 2 » و طهارت افتاده « 3 » جهت آن اعليحضرت خواستگارى « 4 » نموده نكاح نمايند . شاهوردى خان نيز اراده نمود كه بيكى از اقوام
هامش
( 1 ) - لن : فرهاج ( 2 ) - لن : خدرات ( 3 ) - لن : افتاه ( 4 ) - لن : خاستگارى