تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1086

مساهمون:

ص١٠٨٦
و هم درين سال فرخ‌فال راى آن خسرو كامكار صاحب اقبال بر آن قرار گرفت كه صبيهء سلطنت‌پناه خان احمد گيلانرا كه از عمهء ماجده‌اش عليا جناب مريم بيگم بوجود آمده و موسوم است يخان بيگم جهت خلف ارجمند فيروز بخت سعادتمند خود ابو المنصور سلطان صفى ميرزا طال عمره فى ظل ظليل ابدى التظليل والده الاعلى ، خواستگارى نمايند . و به جهت قرار مدار اين كار خير يكدو مرتبه از ريش‌سفيدان معتبر معتمد و خادمان حرم محترم بگيلان « 1 » فرستاده ، چيزى مشخص نساختند . بالاخره راى عالم آراى بر آن قرار گرفت كه عمدة المنجمين و قدوة المستخرجين مولانا جلال الدين منجم كه به زبان دانى و رشاد ، موصوف است و سالها در مملكت گيلان مقيم بوده و خصوصيت تمام با خان گيلان دارد او را به جهت تشخيص ساختن و قرار دادن اين امر بگيلان روانه سازند . مولاناى مشار اليه در اول شهر رجب بگيلان رفته در نصف ماه مذكور مراجعت نمود و خبر رسانيد كه خان احمد عرض مينمايد كه قبل از اين بنده نذر كرده‌ام و قسم خورده كه مادام كه صبيهء من بالغ نشود من بولايت عقد نكاح او باحدى نكنم و خود را از ولايت عزل كرده‌اند اما از روى طرح در آخر گفته كه كس بفرستند كه شيرينى خورده شود و ضمنا اظهار آزردگى نموده چنانچه بعد از اين شرف عرض مىيابد . الحاصل كه شاه كامياب قمر ركاب در قزوين از حضرات صدور و علماء و مشايخ استفتا نمايد اگر حسب الشرع جايز باشد چون صبيهء صغيره است فقير بولاية عقد كنم و فتوى را گرفته بفرستند . چون مولانا جلال منجم اين اخبار را رسانيده شاه كامكار نواب سيادت و صدارت‌پناه ميرابو الولى صدرانجو را كه در فنون علم خصوصا در فقه يگانهء دورانست و نواب قدسى القاب مجتهد الزمانى مير سيد حسين و حضرت علامى شيخ بهاء الدين محمد عاملى را طلب فرموده صورت مسئلهء مذكوره تقرير فرمودند حضرات مشار اليهم در جواب فرمودند كه اين نذر و سوگند منعقد نميشود و موافق مذهب علماء اماميه رضوان اللّه عليهم اجمعين نيست چه خان احمد چون فرزند ديگر جز آن صبيه ندارد و وارث ملك ، موروثى خود او را ميداند يحتمل كه تأملى و دفع الوقتى « 2 » كرده باشد . نواب صدارت پناه و مشايخ كرام صورت فتوى را بمولانا جلال داده او را روانهء گيلان گرداند . درين مرتبه كه خان احمد فتاوى علما را ملاحظه نمود ديگر معذرتى نتوانست آورد . بدرگاه گيتىپناه عرض نمود كه از علماء و مقربان هركه را تعيين ميفرمائيد بگيلان روان سازند كه تا نكاح مذكور بولايت هركه از جانب اشرف وكيل باشد جهت نواب شاهزادگى نور حديقهء سلطنت و كامرانى عقد بسته شود . مولانا جلال بسرعت و استعجال از گيلان بدار السلطنهء قزوين آمده حقيقت معروض داشت . شاه با تمكين و خسرو سليمان قرين نواب اقبال‌پناه اعتماد الدوله حاتم بيك را وكيل عقد كرده خدام فرشته احترام شيخ بهاء الدين محمد را با حضرت ميرزا ابراهيم همدانى و ساير طالبعلمان و مولانا جلال منجم همراه نموده جهت نكاح آن دو اختر برج سلطنت بگيلان روان نمودند . مشار اليهم حسب الامر
هامش
( 1 ) - لن : بگيلا ( 2 ) - لن : دفع الوصى