تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1084

مساهمون:

ص١٠٨٤
آقاسىباشى كه سابقا ذكر حالات ايشان شده مشار اليه در جنگ عثمان پاشا بدست روميه افتاده بود مدتى در روم و آن مرز و بوم گرفتار ميگرديد چون صلح شد مرخص گشته بدار السلطنه قزوين آمد . نواب كامياب مالك رقاب بواسطهء آنكه حقوق خدمت و يكجهتى و اخلاص و جانسپارى كه مشار اليه و پدر او در راه آن پادشاه عالمپناه نموده بودند و ذكر شده مقرر فرمودند كه به جهت او خلاع فاخره از تاج و كمر مرصع و اسپ و زين لباس فاخره باستقبال برده تمامى ترك و تاجيك تا قريهء سونك قزوين او را پيشواز نموده بآئين تمام و اعزاز و احترام بدار السلطنهء قزوين آورند . ايشك آغاسيان و امراء و مقربان و قورچيان حسب الامر خاقان كشور ستان عمل نموده او را به شهر در درآورده بدولتخانهء همايون بردند . بعد از سودن جبين بر آن خاك آستان خلد قرين شاه نصرت آئين با تمكين منصب سامى موروثى او را به دو عنايت فرموده الكاء همدان را بتيول او مقرر ساختند . و هم در روز يكشنبه بيست و ششم منه امر اعلى بنفاذ پيوست كه نواب حسين بيك شاملو قورچى شمشير حاكم قم بر سر دولتيار نابكار كه مجدد غدر او بر مرآت ضمير منير كيميا تأثير ظاهر شده بود بسلطانيه و آن حوالى رفته او را بدست درآورد . نواب حسين بيك مشار اليه با دليران شاملو بدان ولايات رفته دولتيار برگشته روزگار بواسطهء حقوق سابق و نمك مشار اليه چنانچه ذكر شده باز بقدم اطاعت پيش آمده دست از جنگ و جدال باز داشت و كس به خدمت نواب مشار اليه فرستاده رسوم مهماندارى و ساورى بجا آورده از طرفين بمقام اصلاح درآمدند . و مقرر شد كه نواب حسين بيك با هفت نفر از خاصان خود بدرون قلعهء كه او خود در آن ولايت احداث كرده بود و مردم خود را در آنجا جمع نموده رفته قرار مدار صلح و صلاح دادند و دولتيار را با برادران برداشته بدرگاه برند . بعد از رفتن مشار اليه بدرون قلعه و عهد و ميثاق چون بيرون آمد ، جمعى از اقوام و برادران دولتيار او را پشيمان كرده از آمدن او را نادم ساختند و شروع در تحصن نموده و برادران او در مقام مجادله درآمدند . چون خبر در عرض يكشبانروز از سلطانيه بدار السلطنه رسيد ، شاه جهانيان مهدى قلى خان ايشك آقاسىباشى شاملو را نيز بمدد حسين بيك بجانب سلطانيه روان نمود . و بعد از آن با آنكه شاه عالميان ارادهء رفتن خراسان فرموده بودند كه خود را بمدد فرهاد خان برسانند و اختيار ساعت نموده به آسيا رود دار السلطنه رفته از آنجا بجانب بيدستان فرموده لاجرم بواسطهء معاملهء دولتيار به شهر فرموده ، بحمام تشريف بردند و از حمام بيرون آمده آخر روز چهارشنبه چهارم شهر رمضان بايلغار تمام بر سر دولتيار يورش فرمودند و غازيان و قورچيان همه بىشتر و خيمه در ركاب ظفر انتساب روان شدند و نواب اعتماد الدوله حاتم بيك را در شهر گذاشتند و بعضى خدمات مامور ساختند . چون آوازهء صيت توجه و آمدن شاهى ظل الهى بدان حوالى و نواحى رسيد غازيان شيرشكار قبل از ورود موكب همايون شاه كامكار جم اقتدار دولتيار نابكار را بدست درآورده شاه عالمپناه متوجه سير و شكار آن ديار گرديد . امير شكاران جار رسانيدند كه پياده‌ها از هر محل بيرون كرده شكار صحرا و جبال را يك جا جمع كنند و وحوش و سبع را بيك طرف رانند . شاه جهانيان براق براق صفت زير زين آورده