تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1041

مساهمون:

ص١٠٤١
ص 767 س 10 : شفقت كرده . . . . احكام مطاعه واجب الاطاعه و خلاع فاخره بوى شفقت كرده آذربايجانرا به او و برادران او و بعضى از تركمانان بتيول دادند و مبلغ چهارهزار تومان زر نقد از خزانهء عامره بر سبيل قرض به او عنايت كرد و او را بدار السلطنهء تبريز فرستادند . . . . . ص 767 س 17 : گفته‌اند بيت :
گر بگردى بلاد ايمانرا * ملحدستان و كافرستانرا . . . . .
ص 770 س 1 : ذوى الاحترام ازين مقدمات واقف گشتند مانع رفتن آن صدارت‌پناه بر سر آن مقدمه گشته نواب صدارت‌پناه نيز چون ديدند كه امرا برين نيستند و بىرضاى ايشان اين امر صورت پذير نيست بالضروره اين مقدمه در حيز توقيف و تعويق افتاد . اما امير خان از عرض آن سخنان بد همچنان مترصد مىبود . . . . ص 770 س 19 : با امراء . . . و خواص خصوصا عليقلى بيك و محمدى بيك ساروسولاخ دواتدار استاجلو به قلعه . . . . ص 771 س 15 : بوى دادند . . . . يكى چون رود ديگر آيد بجاى . . . . . ص 773 س 7 : مدفون شد . . . و داخل بهشت برين گرديد . مولانا بعد از ضبط اكثر علوم به شيراز رفته مدتى در خدمت مولانا جلال الدين محمود شيرازى تحصيل نمود و از آنجا به زيارت مشهد مقدس مزكى معلى فرموده چند روزى در بلدة المؤمنين سبزوار در خدمت استاد العلما ميرفخر الدين سماكى استرآبادى مباحثه فرمود و از آنجا در سال طاعون عراق عرب كه سنين هجرت به نهصد و شصت و سه رسيده بود باتفاق مغفرت‌پناهى مولانا افضل الدين محمد قاينى بنجف اشرف رفته از آن تاريخ تا اين زمان ارتحال كه سى سال تمام باشد مجاور و معتكف آن آستانه بوده بعد يكسال كه سفر حج فرمود ديگر از آن آستانه دورى ننمود و درين مدت بمطالعهء فقه و حديث و تفسير اشتغال فرمود . تقيد و زهد ايشان حد بشر نبود و بلكه ملكى بودند به صورت بشر مصنفاتش شرح بر كنز العرفان ، آداب حج ، حاشيهء ارشاد ، رسالات فارسى در كلام و واجبات اسلام و در تاريخ وفات آنحضرت فردوس منزلت مير ابو طالب معمايى خواهرزادهء ميرحيدر معمايى چنين فرمود . تاريخ :
مفتى شرع نبى احمد كه بود * پاك‌طينت پاك‌دامن پاك‌زاد
آنكه سودندى جبين بر خاك او * مفتيان دين ز روى اعتقاد
آنكه از آلودگى هرگز نيافت * دامنش از گرد عصيان اتحاد
شد روان ناگه سوى خلد برين * گفت جنت از قدومش خير باد
منخسف گرديد ماه اوج شرع * تيره شد مهر سپهر اجتهاد
چون پناه و مقتداى شيعه بود * چون به مهر چارده معصوم زاد
شيعه‌اى گفت از پى تاريخ او * « حشر وى با چارده معصوم باد »
. . . ولادتش در شب جمعه نوزدهم شهر ذى قعدهء سنه ست و عشرين و تسعمائه مدت