تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1012

مساهمون:

ص١٠١٢
سازى و رنگ‌آميزى و مجلد حكاكى و غيره و زه تراشى و قاشق سازى و طنبور و تبر سازى و نقارى و باقى هنرها و نقوش و صنايع‌پردازى چنان نازك و زيبا كرده بودند كه در ازمنهء سابقه بسعى و اجتهاد پادشاهان ماضيه كمتر ميسر شده باشد و آن شاهزادهء كثير الافاده مجموع فضلا و ارباب هنر و پيشه‌وران را بمواجب و انعامات و مواجب و تفقدات بنوعى خوشحال داشت كه پيش از آن امكان نداشت ص 637 س 18 : مدت عمر شريف آن حضرت سى و پنجسال ولادتش در اواخر شهر ذى قعده سنهء ست و اربعين و تسعمائه اودئيل . از نواب ميرزايى يك صيبه در مشهد مقدس معلى مزكى بوجود آمد كه رابعهء زمان و مريم دوران است و مسمى بگوهرشاد بيگم گشته و اكنون مدت دوازده سال شد كه آن فرخنده خصال بواسطه حوادث روزگار و سوانح ليل و نهار بعد از زيارت عتبات عاليات سدره مرتبات پناه ببلد امين و كعبهء مستبين بمؤداى
« وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً »
« 1 » كه محيط
« رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ »
« 2 » برده و احرام قول
« وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ »
« 3 » بسته و معتكف آن كعهء امانى و آمال گشته و خود را فارغ البال از دنيا و مافيها ساخته و مستغرق « . . . شده شعر :
زهى نيك بختى كه او را خداى * سوى نيكبختان شود رهنماى
و ذلك هو الفضل الكبير . شرح احوال آن شاهزاده در سنواة آينده مذكور خواهد شد انشا اللّه وحده العزيز و از غرايب اتفاقات و نوادر عجايبات آنكه حرم محترم نواب جهانبانى ميرزايى علياجناب گوهر سلطان خانم كه صبيهء بزرگ شاه جمجاه غفران‌پناه بود بعد ازين واقعه جگرسوز و حادثهء غم اندوز اثر حيات و زندگى در خود نگذاشته مرقعها و كتبها و چينىآلات و آنچه از نفايس بود تمامى ضايع و نابود ساخت و در خانه را بر روى خود بست و ترك خورد و خواب نمود با هزاران درد و سوز از تلخى هجران جان شيرين برفشاند و در جهان نام نيك بحسن ازو يادگار ماند . شعر :
جان فداى دوست كن كم زان زن هندو نه‌اى * كز وفاى شو در آتش زنده سوزد خويش را
و اين حادثه دو ماه و ده روز بعد از آن غايله در پانزدهم شهر ربيع الاول به وقوع انجاميد شعر : روانش بخلد برين شاد باد . القصه بعد از ارتحال آن شاهزاده ملكى خصال اركان جهان متزلزل شد و اساس عالم به كلى مختل گشت بيت :
او كوه علم بود كه برخاست از جهان * پى كوه كى قرار پذيرد بناى خاك
*
دريغ آنكه ديگر نيابد زمين * به صد قرن شه‌زاده‌اى اينچنين
هامش
( 1 ) - سوره 3 آيه 97 ( 2 ) - سوره 24 آيه 27 ( 3 ) - سوره 2 آيه 144